مرورگر شما قدیمی است اگر ERF Bibleserver بسیار کند است ، لطفا مرورگر خود را به روز کنید.

وارد شدن
... و از همه ویژگی ها استفاده کنید!

  • آن را بخوان1. Mose 3
  • یادداشت
  • برچسب ها
  • لایک ها
  • تاریخ
  • واژگان
  • طرح برای مطالعه
  • گرافیک
  • فیلم ها
  • مناسبت های خاص
  • اهدا کنید
  • بلاگ
  • خبرنامه
  • شریک
  • کمک
  • مخاطب
  • مهارت الکسا
  • برای وب مسترها
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • بیانیه دسترسی
  • مقررات عمومی حمایت از داده ها (GDPR)
  • چاپ
  • Language: فارسی
© 2026 ERF
آزادانه وارد سیستم شوید

نوشته‌ء لوقا 1

کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

از Biblica
1 عاليجناب تِئوفيلوس: بسياری كوشيدهاند شرح زندگی عيسی مسيح را به نگارش درآورند؛ 2-3 و برای انجام اين كار، از مطالبی استفاده كردهاند كه از طريق شاگردان او و شاهدان عينی وقايع، در دسترس ما قرار گرفته است. اما از آنجا كه من خود، اين مطالب را از آغاز تا پايان، با دقت بررسی و مطالعه كردهام، چنين صلاح ديدم كه ماجرا را به طور كامل و به ترتيب برايتان بنويسم، 4 تا از درستی تعليمی كه يافتهايد، اطمينان حاصل كنيد. 

مژدهٔ تولد يحيای تعميددهنده

5 ماجرا را از كاهنی يهودی آغاز میكنم، با نام زكريا، كه در زمان هيروديس، پادشاه يهوديه، زندگی میكرد. او عضو دستهای از خدمهٔ خانهٔ خدا بود كه ابيا نام داشت. همسرش اليزابت نيز مانند خود او از قبيلهٔ كاهنان يهود و از نسل هارون برادر موسی بود. 6 زكريا و اليزابت هر دو در نظر خدا بسيار درستكار بودند و با جان و دل تمام احكام الهی را بجا میآوردند. 7 اما آنها فرزندی نداشتند، زيرا اليزابت نازا بود؛ از اين گذشته، هر دو بسيار سالخورده بودند. 8-9 يكبار كه دستهٔ ابيا در خانهٔ خدا خدمت میكرد، و زكريا نيز به انجام وظايف كاهنی خود مشغول بود، به حكم قرعه نوبت به او رسيد كه به جايگاه مقدس خانهٔ خدا داخل شود و در آنجا بخور بسوزاند. 10 به هنگام سوزاندن بخور، جمعيت انبوهی در صحن خانهٔ خدا مشغول عبادت بودند. 11-12 ناگهان فرشتهای بر زكريا ظاهر شد و در طرف راست قربانگاه بخور ايستاد. زكريا از ديدن فرشته مبهوت و هراسان شد. 13 فرشته به او گفت: «ای زكريا، نترس! چون آمدهام به تو خبر دهم كه خدا دعايت را شنيده است، و همسرت اليزابت برايت پسری به دنیا خواهد آورد كه نامش را يحيی خواهی گذارد. 14 اين پسر باعث شادی و سُرور شما خواهد شد، و بسياری نيز از تولدش شادی خواهند نمود. 15 زيرا او يكی از مردان بزرگ خدا خواهد شد. او هرگز نبايد شراب و مشروبات سُكرآور بنوشد، چون حتی پيش از تولد، از روحالقدس پر خواهد بود! 16 بسياری از بنیاسرائيل توسط او به سوی خداوند، خدای خود بازگشت خواهند نمود. 17 او خدمت خود را با همان روح و قدرت الياس، آن نبی قديم انجام خواهد داد. او پيشاپيش مسيح خواهد آمد تا مردم را برای ظهور او آماده كند، دلهای پدران را به پسران نزديک سازد و به افراد سركش بياموزد كه همچون اجداد خويش خداوند را دوست داشته و مردم خداترسی باشند.» 18 زكريا به فرشته گفت: «ولی اين غيرممكن است، چون من پير شدهام و همسرم نيز سالخورده است!» 19 فرشته در جواب گفت: «من جبرائيل هستم كه در حضور خدا میايستم و اوست كه مرا فرستاده تا اين خبر خوش را به تو دهم. 20 اما حال كه سخنان مرا باور نكردی، قدرت تكلم را از دست خواهی داد و تا زمانی كه كودک به دنیا بيايد يارای سخن گفتن نخواهی داشت؛ زيرا آنچه گفتم، در زمان مقرر واقع خواهد شد.» 21 در اين ميان، مردم در صحن خانهٔ خدا منتظر زكريا بودند و از اينكه او در بيرون آمدن از جايگاه مقدس اين همه تأخير میكرد، در حيرت بودند. 22 سرانجام وقتی بيرون آمد و نتوانست با ايشان سخن گويد، از اشارات او پی بردند كه در جايگاه مقدس خانهٔ خدا رؤيايی ديده است. 23 زكريا پس از پايان دوره خدمتش، به خانهٔ خود بازگشت. 24 طولی نكشيد كه همسرش اليزابت باردار شد. او برای مدت پنج ماه گوشهنشينی اختيار كرد و میگفت: 25 «سرانجام خداوند بر من نظر لطف انداخت و كاری كرد كه ديگر در ميان مردم شرمگين نباشم!» 

مژدهٔ تولد عيسی

26 در ششمين ماه بارداری اليزابت، خدا فرشته خود جبرائيل را به ناصره، يكی از شهرهای استان جليل فرستاد، 27 تا وحی او را به دختری به نام مريم برساند. مريم نامزدی داشت به نام يوسف، از نسل داوود پادشاه. 28 جبرائيل به مريم ظاهر شد و گفت: «سلام بر تو ای دختری كه مورد لطف پروردگار قرار گرفتهای! خداوند با توست!» 29 مريم سخت پريشان و متحير شد، چون نمیتوانست بفهمد منظور فرشته از اين سخنان چيست. 30 فرشته به او گفت: «ای مريم، نترس! زيرا خدا بر تو نظر لطف انداخته است! 31 تو بزودی باردار شده، پسری به دنیا خواهی آورد و نامش را عيسی خواهی نهاد. 32 او مردی بزرگ خواهد بود و پسر خدا ناميده خواهد شد و خداوند تخت سلطنت جدش داوود را به او واگذار خواهد كرد 33 تا برای هميشه بر قوم اسرائيل سلطنت كند. سلطنت او هرگز پايان نخواهد يافت!» 34 مريم از فرشته پرسيد: «اما چگونه چنين چيزی امكان دارد؟ دست هيچ مردی هرگز به من نرسيده است!» 35 فرشته جواب داد: «روحالقدس بر تو نازل خواهد شد و قدرت خدا بر تو سايه خواهد افكند. از اين رو آن نوزاد مقدس بوده، فرزند خدا خوانده خواهد شد. 36 بدان كه خويشاوند تو اليزابت نيز شش ماه پيش در سن پيری باردار شده و بزودی پسری به دنیا خواهد آورد؛ بلی، همان كسی كه همه او را نازا میخواندند. 37 زيرا برای خدا هيچ كاری محال نيست!» 38 مريم گفت: «من خدمتگزار خداوند هستم و هر چه او بخواهد، با كمال ميل انجام میدهم. از خدا میخواهم كه هر چه گفتی، همان بشود.» آنگاه فرشته ناپديد شد. 

مريم از اليزابت ديدار میکند

39-40 پس از چند روز، مريم تدارک سفر ديد و شتابان نزد اليزابت رفت، كه با همسرش زكريا، در يكی از شهرهای واقع در منطقه كوهستان يهوديه زندگی میكرد. مريم وارد خانه شد و سلام كرد. 41 به محض اينكه صدای سلام مريم به گوش اليزابت رسيد، بچه در رحم او به حركت درآمد. اليزابت از روحالقدس پر شد 42 و با صدای بلند به مريم گفت: «خدا تو را بيش از همهٔ زنان ديگر مورد لطف خود قرار داده است! فرزندت نيز سرچشمهٔ بركات برای انسانها خواهد بود. 43 چه افتخار بزرگی است برای من، كه مادر خداوندم به ديدنم بيايد! 44 وقتی وارد شدی و به من سلام كردی، به محض اينكه صدايت را شنيدم، بچه از شادی در رَحِمِ من به حركت درآمد! 45 خوشا به حال تو، زيرا ايمان آوردی كه هر چه خدا به تو گفته است، به انجام خواهد رسيد!» 

سرود شکرگزاری مريم

46 مريم گفت: «خداوند را با تمام وجود ستايش میكنم، 47 و روح من، به سبب نجاتدهندهام خدا، شاد و مسرور میگردد! 48 چون او منِ ناچيز را مورد عنايت قرار داده است. از اين پس، همهٔ نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند، 49 زيرا خدای قادر و قدوس در حق من كارهای بس بزرگ كرده است. 50 «لطف و رحمت او، نسل اندر نسل شامل حال آنانی میشود كه از او میترسند. 51 او دست خود را با قدرت دراز كرده و متكبران را همراه نقشههايشان پراكنده ساخته است. 52 سلاطين را از تخت به زير كشيده و فروتنان را سربلند كرده است. 53 گرسنگان را با نعمتهای خود سير كرده، اما ثروتمندان را تهی دست روانه نموده است. 54 او رحمت خود را كه به اجداد ما وعده داده بود، به ياد آورده و به ياری قوم خود، اسرائيل، آمده است. 55 بلی، او وعدهٔ ابدی خود را كه به ابراهيم و فرزندان او داده بود، به ياد آورده است.» 56 مريم حدود سه ماه نزد اليزابت ماند. سپس به خانه خود بازگشت. 

تولد يحيای تعميددهنده

57 سرانجام، انتظار اليزابت پايان يافت و زمان وضع حملش فرا رسيد و پسری به دنیا آورد. 58 وقتی كه همسايگان و بستگان او از اين خبر آگاهی يافتند و ديدند كه خداوند چه لطف بزرگی در حق او نموده است، نزد او آمده، در شادیاش شريک شدند. 59 چون نوزاد هشت روزه شد، تمام بستگان و دوستان برای مراسم ختنه گرد آمدند و قصد داشتند نام پدرش، زكريا را بر او بگذارند. 60 اما اليزابت نپذيرفت و گفت: «نام او يحيی خواهد بود.» 61 گفتند: «اما در خانواده تو، كسی به اين نام نبوده است.» 62 پس با اشاره، از پدر نوزاد پرسيدند كه نام او را چه بگذارند. 63 زكريا با اشاره، تختهای خواست و در برابر چشمان حيرتزدهٔ همه نوشت: «نامش يحيی است!» 64 در همان لحظه زبانش باز شد و قدرت سخن گفتن را باز يافت و به شكرگزاری خدا پرداخت. 65 همسايگان با ديدن تمام اين وقايع بسيار متعجب شدند، و خبر اين ماجرا در سراسر كوهستان يهوديه پخش شد. 66 هر كه اين خبر را میشنيد، به فكر فرو میرفت و از خود میپرسيد: «اين بچه، در آينده چه خواهد شد؟» زيرا همه میديدند كه او مورد توجه خداوند قرار دارد. 

نبوت زکريا

67 آنگاه پدرش زكريا، از روحالقدس پر شد و چنين نبوت كرد: 68 «خداوند، خدای اسرائيل را سپاس باد، زيرا به ياری قوم خود شتافته و ايشان را رهايی بخشيده است. 69 او بزودی برای ما نجات دهندهای قدرتمند از نسل داوود خواهد فرستاد؛ 70 چنانكه از گذشتههای دور، از زبان انبيای مقدس خود وعده میداد 71 كه شخصی را خواهد فرستاد تا ما را از چنگ دشمنانمان و از دست همه آنانی كه از ما نفرت دارند، رهايی بخشد. 72-73 «خداوند نسبت به نياكان ما، رحيم و مهربان بوده است. بلی، او عهد و پيمان مقدسی را كه با ابراهيم بست، از ياد نبرده 74 و اين افتخار را نصيب ما كرده كه از دست دشمنانمان رهايی يابيم و بدون ترس و واهمه از آنان، او را عبادت نماييم 75 و تمام روزهای عمر خود را در حضور او با پاكی و عدالت بگذرانيم. 76 «و تو ای فرزند، نبی خدای تعالی ناميده خواهی شد، زيرا پيشاپيش خداوند حركت خواهی كرد تا راه او را آماده نمايی، 77 و قوم او را آگاه سازی كه با آمرزش گناهانشان نجات خواهند يافت. 78-79 اينها، همه به سبب رحمت و شفقت بیپايان خدای ماست. بزودی سپيده صبح از افق آسمان بر ما طلوع خواهد كرد تا بر كسانی كه در تاريكی و سايه مرگ ساكن هستند، بتابد و همهٔ ما را به سوی آرامش و صفا هدايت نمايد.» 80 آن كودک رشد كرد و صاحب روحی توانا شد. او در بيابانها به سر میبرد؛ تا روزی فرا رسيد كه میبايست خدمت خود را در ميان قوم اسرائيل آغاز كند. 

Persian Contemporary Bible TM
Copyright © 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc.
Used with permission. All rights reserved worldwide.

“Biblica”, “International Bible Society” and the Biblica Logo are trademarks registered in the United States Patent and Trademark Office by Biblica, Inc. Used with permission.

نوشته‌ء لوقا 1

Новый Русский Перевод

از Biblica

Введение

1 Поскольку уже многие принялись составлять описание произошедших среди нас событий 2 на основе сведений, переданных нам людьми, которые с самого начала были очевидцами и служителями Слова, 3 то и я решил, тщательно исследовав все от начала, описать тебе, достопочтеннейший Феофил, все по порядку, 4 чтобы ты мог убедиться в достоверности того, чему был научен. 

Ангел предвозвещает Захарии рождение Иоанна

5 Во время правления Ирода[1], царя Иудеи, был священник по имени Захария, из смены Авия[2]. Его жена тоже была потомком Аарона, ее звали Елизавета. (1تواريخ 24:1) 6 Оба они были праведны перед Богом, живя непорочно и строго соблюдая все заповеди и установления Господа. 7 Но у них не было детей, потому что Елизавета была бесплодна. Они оба были уже в преклонном возрасте. 8 Однажды, когда была очередь служить смене, к которой принадлежал Захария, он нес службу перед Богом. 9 В соответствии с установленным для священников порядком ему выпало по жребию войти в храм Господа и возжигать благовония[3]. (خروج‌ 30:6) 10 Во время возжигания благовоний множество народа молилось снаружи. 11 Захарии же явился ангел Господа. Он стоял справа от жертвенника, где возжигались благовония. 12 Когда Захария увидел его, он был чрезвычайно поражен и испуган. 13 Ангел сказал ему: – Не бойся, Захария, твоя молитва услышана. Твоя жена Елизавета родит тебе сына, и ты назовешь его Иоанном. 14 Твое сердце наполнится счастьем и ликованием, и многие будут радоваться его рождению, 15 потому что он будет великим перед Господом. Он никогда не будет пить вина и других хмельных напитков. От самого рождения он будет исполнен Святым Духом. 16 Многих израильтян он обратит к Господу, их Богу. 17 Он будет предшествовать Ему в духе и силе Илии, чтобы обратить сердца отцов к детям, а непокорных – к мудрости праведных, приготовляя народ к приходу Господа[4]. (ملاكی 4:5) 18 Захария спросил ангела: – Как мне узнать, что это сбудется? Ведь я уже стар, и жена моя в преклонных годах. 19 Ангел ответил: – Я – Гавриил, стоящий перед Богом, и я послан, чтобы сообщить тебе эту радостную весть. 20 Но сейчас за то, что ты не поверил моим словам, которые обязательно исполнятся в свое время, ты лишишься дара речи и не будешь говорить до того дня, пока это не сбудется. 21 Между тем люди ждали Захарию и удивлялись, почему он так долго не выходит из храма. 22 Когда Захария вышел, он не мог говорить и вынужден был общаться с ними жестами. Все поняли, что в храме ему было видение. 23 Когда срок его служения закончился, Захария возвратился домой. 24 Вскоре его жена Елизавета забеременела и пять месяцев не выходила из дома[5]. 25 Она говорила: – Вот что сделал для меня Господь, по милости Своей сняв с меня позор перед людьми! 

Предсказание о рождении Иисуса

26 Когда Елизавета была на шестом месяце беременности, Бог послал ангела Гавриила в галилейский город Назарет, 27 к деве по имени Мария[6]. Мария была обручена с Иосифом, потомком Давида. (نوشته‌ء لوقا 1:41) 28 Ангел пришел к ней и сказал: – Приветствую тебя, получившая милость! С тобой Господь! 29 Марию эти слова очень удивили, и она размышляла, что бы значило такое приветствие. 30 Ангел продолжал: – Не бойся, Мария, потому что Бог проявил к тебе милость! 31 Ты забеременеешь и родишь Сына, и назовешь Его Иисусом[7]. 32 Он станет великим, и Его будут называть Сыном Всевышнего. Господь Бог даст Ему престол Его предка Давида, 33 и Он будет царствовать над домом Иакова вовеки, и Его Царству не будет конца. 34 – Как это может быть? – спросила Мария. – Ведь я еще не была с мужчиной. 35 Ангел ответил: – Святой Дух сойдет на тебя, и тебя осенит сила Всевышнего. Поэтому Ребенок, Который родится у тебя, будет свят – Он будет зваться Сыном Бога. 36 Вот и твоя родственница Елизавета тоже родит сына в ее преклонные годы. О ней говорили, что она бесплодна, но она уже на шестом месяце беременности. 37 Для Бога нет ничего невозможного. 38 – Я готова служить Господу, – ответила Мария, – пусть все произойдет со мной так, как ты сказал. И ангел оставил ее. 

Мария навещает Елизавету

39 Вскоре после этого Мария собралась и поспешила в город, расположенный в нагорьях Иудеи. 40 Она вошла в дом Захарии и поприветствовала Елизавету. 41 Когда Елизавета услышала приветствие Марии, ребенок внутри у нее встрепенулся; Елизавету наполнил Святой Дух, 42 и она громким голосом воскликнула: – Благословенна ты среди женщин, и благословен Ребенок, Которого ты носишь! 43 Чем я заслужила такую милость, что ко мне пришла мать моего Господа? 44 Как только я услышала твое приветствие, ребенок во мне так и встрепенулся от радости. 45 Блаженна поверившая в исполнение того, что сказал Господь! 46 Мария ответила: – Душа моя славит Господа, 47 и дух мой радуется о Боге, Спасителе моем, 48 потому что Он увидел смирение Своей служанки[8]. Отныне все поколения будут называть меня благословенной, (1سموئيل 1:11; 1سموئيل 2:1) 49 потому что Всемогущий совершил такое великое дело для меня! Его имя свято![9] (مزامير 110:9) 50 Из поколения в поколение Он проявляет милость к боящимся Его![10] (مزامير 102:17) 51 Его рукой совершены великие дела: Он рассеял гордых в надмении сердца их, 52 сверг правителей с их престолов и возвысил смиренных! 53 Он насытил благами голодных, а богатых отослал ни с чем. 54 Он помог Своему слуге Израилю, помня Свое обещание нашим предкам – 55 быть милосердным к Аврааму и его семени вовеки. 56 Мария погостила у Елизаветы около трех месяцев и затем возвратилась домой. 

Рождение, наречение имени и обрезание Иоанна Крестителя

57 Когда подошло время, Елизавета родила сына. 58 Ее соседи и родственники услышали о том, что Бог явил ей великую милость, и радовались вместе с ней. 59 На восьмой день[11] они пришли, чтобы совершить над ребенком обряд обрезания, и хотели назвать его в честь отца Захарией. (پيدايش 17:12) 60 Но мать ребенка возразила: – Нет! Его будут звать Иоанном. 61 Ей стали говорить: – Но ведь среди ваших родственников нет никого с таким именем! 62 Они стали жестами спрашивать отца, как бы он хотел назвать сына. 63 Захария попросил табличку для письма и, к удивлению всех, написал: «Его имя Иоанн». 64 В тот же миг к нему вернулась речь, и он начал говорить, прославляя Бога. 65 Всех соседей объял страх, и весть о случившемся разнеслась по всем нагорьям Иудеи. 66 Все, кто слышал об этом, с удивлением спрашивали: – Кем же станет этот ребенок? – потому что рука Господа была с ним. 

Пророческое слово Захарии

67 Святой Дух наполнил Захарию, отца Иоанна, и он начал пророчествовать: 68 – Благословен Господь, Бог Израиля[12], Который посетил Свой народ и искупил его! (مزامير 40:14; مزامير 71:18; مزامير 105:48) 69 Он воздвиг нам рог спасения[13] из дома Своего слуги Давида, (1سموئيل 2:10; مزامير 17:3; اِرميا 48:25; ميكاه‌ 4:13) 70 как Он издавна обещал через Своих святых пророков, 71 что Он спасет нас от врагов и от рук тех, кто ненавидит нас. 72 Так Он проявил милость к нашим предкам, помня Свой святой завет, 73 клятву, которой Он поклялся нашему предку Аврааму: 74 избавить нас от рук наших врагов, чтобы мы могли без страха служить Ему, 75 живя перед Ним в святости и праведности во все дни нашей жизни! 76 И ты, дитя, будешь назван пророком Всевышнего, потому что будешь идти перед Господом, чтобы приготовить Ему пути[14], (اشعيا 40:3; ملاكی 3:1) 77 возвестить Его народу спасение через прощение грехов, 78 по глубочайшему милосердию нашего Бога, Который пошлет нам Утреннюю Зарю с небес, 79 чтобы дать свет живущим во тьме и тени смертной[15] и направить наши стопы на путь мира! (اشعيا 9:2) 80 Ребенок рос и укреплялся в духе. Он жил в пустыне до того времени, когда открыто явился Израилю. 

Holy Bible, New Russian Translation TM
Copyright © 2006, 2010, 2012, 2014 by Biblica, Inc.
Used with permission. All rights reserved worldwide.

“Biblica”, “International Bible Society” and the Biblica Logo are trademarks registered in the United States Patent and Trademark Office by Biblica, Inc. Used with permission.