1آنگاه سليمان پادشاه تمام سران قبايل و طوايف قوم اسرائيل را به اورشليم دعوت كرد تا صندوق عهد خداوند را كه در صهيون، شهر داوود بود به خانه خدا بياورند. (2تواريخ 5:2)2همهٔ آنها در روزهای عيد خيمهها در ماه ايتانيم كه ماه هفتم است در اورشليم جمع شدند.3-4آنگاه كاهنان و لاويان صندوق عهد و خيمه عبادت را با تمام ظروف مقدسی كه در آن بود، به خانه خدا آوردند.5سپس سليمان پادشاه و تمام بنیاسرائيل در برابر صندوق عهد خداوند جمع شدند و در آن روز تعداد زيادی گاو و گوسفند قربانی كردند. تعداد گاو و گوسفند قربانی شده آنقدر زياد بود كه نمیشد شمرد.6سپس كاهنان، صندوق عهد را به درون قدسالاقداس خانهٔ خداوند بردند و آن را زير بالهای آن دو مجسمهٔ فرشته قرار دادند.7مجسمهٔ فرشتهها طوری ساخته شده بود كه بالهايشان روی صندوق عهد خداوند و روی چوبهای حامل صندوق گسترده میشد و آن را میپوشاند.8اين چوبها آنقدر دراز بود كه از داخل اتاق دوم يعنی قدس ديده میشدند اما از حياط ديده نمیشدند. (اين چوبها هنوز هم در آنجا هستند.)9در صندوق عهد چيزی جز دو لوح سنگی نبود. وقتی خداوند با قوم خود، پس از بيرون آمدنشان از مصر، در كوه حوريب عهد و پيمان بست، موسی آن دو لوح را در صندوق عهد گذاشت.10وقتی كاهنان از قدس بيرون میآمدند ناگهان ابری خانهٔ خداوند را پر ساخت11و حضور پرجلال خداوند آن مكان را فرا گرفت به طوری كه كاهنان نتوانستند به خدمت خود ادامه دهند.12-13آنگاه سليمان پادشاه اينطور دعا كرد: «خداوندا، تو فرمودهای كه در ابر غليظ و تاريک ساكن میشوی؛ ولی من برای تو خانهای ساختهام تا هميشه در آن منزل گزينی!»
سليمان برای قوم سخنرانی میكند
14-15سپس پادشاه رو به جماعتی كه ايستاده بودند كرد و ايشان را بركت داده، گفت: «سپاس بر خداوند، خدای اسرائيل كه آنچه را به پدرم داوود وعده داده بود، امروز با قدرت خود بجا آورده است. (2تواريخ 6:3)16او به پدرم فرمود: از زمانی كه قوم خود را از مصر بيرون آوردم تاكنون در هيچ جای سرزمين اسرائيل هرگز شهری را انتخاب نكردهام تا در آنجا خانهای برای حرمت نام من بنا شود ولی داوود را انتخاب كردهام تا بر قوم من حكومت كند.17«پدرم داوود میخواست خانهای برای خداوند، خدای اسرائيل بنا كند،18اما خداوند به او فرمود: قصد و نيت تو خوب است،19اما كسی كه بايد خانه خدا را بسازد تو نيستی؛ پسر تو خانهٔ مرا بنا خواهد كرد.20حال، خداوند به وعدهٔ خود وفا كرده است. زيرا من به جای پدرم بر تخت سلطنت اسرائيل نشستهام و اين خانه را برای عبادت خداوند، خدای اسرائيل ساختهام،21و در آنجا مكانی برای صندوق عهد آماده كردهام عهدی كه خداوند هنگامی كه اجداد ما را از مصر بيرون آورد، با ايشان بست.»
دعای سليمان
22-23آنگاه سليمان در حضور جماعت اسرائيل، روبروی قربانگاه خداوند ايستاده، دستهای خود را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: «ای خداوند، خدای اسرائيل، در تمام زمين و آسمان خدايی همانند تو وجود ندارد. تو خدايی هستی كه عهد پر از رحمت خود را با كسانی كه با تمام دل احكام تو را اطاعت میكنند نگاه میداری. (2تواريخ 6:12)24تو به وعدهای كه به بندهٔ خود، پدرم داوود دادی، امروز وفا كردهای.25پس ای خداوند، خدای اسرائيل، اينک به اين وعدهای هم كه به پدرم دادی وفا كن كه فرمودی: اگر فرزندان تو مانند خودت مطيع دستورات من باشند هميشه کسی از نسل تو بر اسرائيل پادشاهی خواهد كرد.26اكنون ای خدای اسرائيل، از تو خواستارم كه اين وعدهای را كه به پدرم دادی، به انجام برسانی.27«ولی آيا ممكن است كه خدا واقعاً روی زمين ساكن شود؟ ای خداوند، حتی آسمانها گنجايش تو را ندارند، چه رسد به اين خانهای كه من ساختهام.28با وجود اين، ای خداوند، خدای من، تو دعای مرا بشنو و آن را مستجاب فرما.29چشمان تو شبانه روز بر اين خانه باشد كه برای خود انتخاب كردهای. هر وقت در اين مكان دعا میكنم، دعای مرا بشنو و اجابت فرما.30نه تنها من، بلكه هر وقت قوم تو اسرائيل نيز در اينجا دعا میكنند، تو دعای آنها را اجابت فرما و از آسمان كه محل سكونت تو است، استغاثهٔ ايشان را بشنو و گناهانشان را ببخش.31«هرگاه كسی متهم به جرمی شده باشد و از او بخواهند كنار اين قربانگاه سوگند ياد كند كه بیگناه است،32آنگاه از آسمان بشنو و داوری كن. اگر به دروغ سوگند ياد نموده و مقصر باشد وی را به سزای عملش برسان، در غير اين صورت بیگناهی او را ثابت و اعلام كن.33-34«وقتی قوم تو اسرائيل گناه ورزند و مغلوب دشمن شوند، ولی بعد به سوی تو روی آورند و اعتراف نمايند و در اين خانه به درگاه تو دعا كنند، آنگاه از آسمان ايشان را اجابت فرما و گناه قوم خود را بيامرز و بار ديگر آنان را به اين سرزمين كه به اجداد ايشان بخشيدهای، بازگردان.35«اگر قوم تو گناه كنند و دريچهٔ آسمان به سبب گناهشان بسته شود و ديگر باران نبارد، آنگاه كه آنها از گناهشان بازگشت نموده، اعتراف نمايند و در اين خانه به درگاه تو دعا كنند،36تو از آسمان دعای ايشان را اجابت فرما و گناه بندگان خود را بيامرز و راه راست را به ايشان نشان بده و بر زمينی كه به قوم خود به ملكيت دادهای باران بفرست.37«هرگاه اين سرزمين دچار قحطی يا طاعون شود، يا محصول آن بر اثر بادهای سوزان و هجوم ملخ از بين برود، يا دشمن قوم تو را در شهر محاصره كند و يا هر بلا و مرض ديگری پيش آيد38و قوم تو، هر يک دستهای خود را به سوی اين خانه دراز كرده، دعا كنند، آنگاه تو نالههای ايشان را39از آسمان كه محل سكونت تو است، بشنو و گناهشان را ببخش. ای خدا تو كه از دل مردم آگاهی، هر كس را برحسب كارهايش جزا بده40تا قوم تو در اين سرزمينی كه به اجدادشان بخشيدهای همواره از تو اطاعت كنند.41-42«وقتی بيگانگان از عظمت نام تو و معجزات شگفتانگيزت باخبر شوند و از سرزمينهای دور برای پرستش تو به اينجا بيايند و در اين خانه دعا كنند43آنگاه از آسمان كه محل سكونت توست، دعای آنها را بشنو و هر چه میخواهند به آنها ببخش تا تمام اقوام روی زمين تو را بشناسند و مانند قومت اسرائيل تو را احترام كرده، بدانند كه حضور تو در اين خانهای است كه من ساختهام.44«اگر قومت به فرمان تو به جنگ دشمن بروند و از ميدان جنگ به سوی اين شهر برگزيدهٔ تو و اين خانهای كه به اسم تو ساختهام نزد تو دعا كنند،45آنگاه از آسمان دعای ايشان را اجابت فرما و آنها را در جنگ پيروز گردان.46«اگر قوم تو نسبت به تو گناه كنند و كيست كه گناه نكند؟ و تو بر آنها خشمگين شوی و اجازه دهی دشمن آنها را به كشور خود، خواه دور و خواه نزديک، به اسارت ببرد،47سپس در آن كشور بيگانه به خود آيند و توبه كرده، به تو پناه آورند و دعا نموده، بگويند: خداوندا، ما به راه خطا رفتهايم و مرتكب گناه شدهايم!48و از گناهان خود دست بكشند و به طرف اين سرزمين كه به اجداد ايشان بخشيدی و اين شهر برگزيدهات و اين خانهای كه به اسم تو ساختهام دعا كنند،49آنگاه از آسمان كه محل سكونت توست، دعاها و نالههای ايشان را بشنو و به داد آنان برس.50قوم خود را كه نسبت به تو گناه كردهاند بيامرز و تقصيراتشان را ببخش و در دل دشمن نسبت به آنها ترحم ايجاد كن؛51زيرا آنها قوم تو و از آن تو هستند و تو ايشان را از اسارت و بندگی مصریان آزاد كردی!52«ای خداوند، همواره بر بندهات و قومت نظر لطف بفرما و دعاها و نالههايشان را بشنو.53زيرا وقتی اجداد ما را از سرزمين مصر بيرون آوردی، به بنده خود موسی فرمودی: من قوم اسرائيل را از ميان تمام قومهای جهان انتخاب كردهام تا قوم خاص من باشد!»
دعای بركت سليمان
54-55سليمان همانطور كه زانو زده و دستهای خود را به سوی آسمان بلند كرده بود، دعای خود را به پايان رسانيد. سپس از برابر قربانگاه خداوند برخاست و با صدای بلند برای تمام بنیاسرائيل بركت طلبيد و گفت:56«سپاس بر خداوند كه همهٔ وعدههای خود را در حق ما به انجام رسانيد و به قوم خود آرامش و آسايش بخشيد. خدا به تمام وعدههای خوبی كه توسط بندهٔ خويش موسی به ما داده بود، وفا نموده است.57همانگونه كه خداوند، خدای ما، با اجداد ما بود، با ما نيز باشد و هرگز ما را ترک نگويد و وانگذارد.58او قلبهای ما را به سوی خود مايل گرداند تا ما از او پيروی كنيم و از تمامی احكام و دستوراتی كه به اجداد ما داده؛ اطاعت نماييم.59خداوند، خدای ما تمام كلمات اين دعا را شب و روز در نظر داشته باشد و برحسب نياز روزانه، مرا و قوم بنیاسرائيل را ياری دهد،60تا همهٔ قومهای جهان بدانند كه فقط خداوند، خداست و غير از او خدای ديگری وجود ندارد.61ای قوم من، با تمام دل از خداوند، خدايمان پيروی كنيد و مانند امروز، از احكام و دستورات او اطاعت نماييد.»
تقديس خانه خدا
62-63سپس پادشاه و تمام مردم قربانیهای سلامتی به خداوند تقديم كردند. جمعاً بيست و دو هزار گاو و صد و بيست هزار گوسفند ذبح شد. به اين ترتيب، خانهٔ خداوند را تبرک نمودند. (2تواريخ 7:4)64چون قربانگاه مفرغی خانهٔ خداوند گنجايش آن همه قربانیهای سوختنی و هدايای آردی و پيه قربانیهای سلامتی را نداشت پس پادشاه وسط حياط خانه خدا را به عنوان قربانگاه تقديس كرد[1] تا از آنجا نيز استفاده كنند.65اين جشن چهارده روز طول كشيد و گروه بیشماری از سراسر اسرائيل، از گذرگاه حمات گرفته، تا سرحد مصر، در آن شركت كردند.66روز بعد سليمان مردم را مرخص كرد و آنها به خاطر تمام بركاتی كه خداوند به خدمتگزار خود داوود و قوم خويش اسرائيل عطا كرده بود با خوشحالی به شهرهای خود بازگشتند و برای سلامتی پادشاه دعا كردند.
1Nun ließ König Salomo die Ältesten Israels, die Vertreter aller Stämme und Sippen, zu sich nach Jerusalem kommen. Sie sollten die Bundeslade des HERRN von der Davidsstadt auf dem Zionsberg in den Tempel hinaufbringen. (2سموئيل 6:12; 2تواريخ 5:2)2Auch alle Männer Israels kamen deshalb am Laubhüttenfest im siebten Monat, dem Monat Etanim, zu König Salomo. (خروج 23:16)3Als die Ältesten versammelt waren, hoben die Priester die Bundeslade auf ihre Schultern4und trugen sie zum Tempel hinauf. Mithilfe der Leviten brachten sie auch das Heilige Zelt und alle seine Geräte dorthin.5König Salomo und die ganze Festgemeinde opferten vor der Bundeslade eine große Menge Schafe und Rinder, mehr als man zählen konnte.6Dann brachten die Priester die Lade des HERRN an den vorgesehenen Platz im hintersten Raum des Tempels, dem Allerheiligsten. Sie stellten sie unter die Flügel der Kerubim. (1پادشاهان 6:23)7Die Kerubim hielten nämlich ihre Flügel über der Lade ausgebreitet und überspannten damit die Lade samt ihren Tragstangen.8-9Die Tragstangen waren so lang, dass ihre Enden nur zu sehen waren, wenn jemand direkt vor der Tür zum Allerheiligsten stand; vom Hauptraum des Heiligtums aus waren sie nicht zu sehen. In der Lade waren nur die beiden Steintafeln, die Mose am Berg Horeb hineingelegt hatte. Auf ihnen steht das Gesetz des Bundes, den der HERR mit den Israeliten geschlossen hat, als sie aus Ägypten kamen. Sie befinden sich noch heute dort. (خروج 24:12; تثنيه 10:1)10Als die Priester den Tempel wieder verließen, erfüllte eine Wolke das ganze Heiligtum. (خروج 40:34)11Die Priester konnten ihren Dienst nicht fortsetzen, denn die Herrlichkeit des HERRN erfüllte den Tempel.12Da betete Salomo: »HERR, du hast gesagt: ›Ich wohne im Wolkendunkel.‹[1] (مزامير 18:12; مزامير 97:2)13Darum habe ich dir dieses prächtige Haus gebaut, eine Stätte, an der du für immer wohnen kannst.« (مزامير 132:14)
Worte zur Einweihung des Tempels
14Dann drehte sich der König um und wandte sich der ganzen Gemeinde Israel zu. Er grüßte alle Versammelten mit einem Segenswunsch. (2تواريخ 6:3)15Dann sagte er: »Gepriesen sei der HERR, der Gott Israels! Er hat wahr gemacht, was er meinem Vater David versprochen hat, als er sagte:16›In der ganzen Zeit, seit ich mein Volk Israel aus Ägypten in dieses Land brachte, habe ich in keinem der Stämme Israels eine Stadt erwählt, damit dort ein Wohnsitz für meinen Namen[2] errichtet wird. Aber dich habe ich als Herrscher über mein Volk Israel ausgewählt.‹17Schon mein Vater David wollte dem HERRN, dem Gott Israels, einen Tempel bauen. (2سموئيل 7:1)18Aber der HERR sagte zu ihm: ›Ich freue mich über deine Absicht, für mich ein Haus zu bauen.19Aber nicht du, sondern erst dein Sohn, der dir noch geboren wird, soll mir dieses Haus bauen.‹[3]20Dieses Versprechen hat der HERR gehalten: Ich bin als Sohn meines Vaters David König geworden und habe den Wohnsitz für den Namen des HERRN, des Gottes Israels, gebaut.21In diesem Haus hat auch die Lade ihren Platz gefunden, in der die Tafeln des Bundes liegen, den der HERR mit unseren Vorfahren schloss, nachdem er sie aus Ägypten herausgeführt hatte.«22Dann trat Salomo vor den Augen der ganzen Gemeinde Israel vor den Altar des HERRN, breitete die Arme zum Himmel aus23und betete: »HERR, du Gott Israels! Weder im Himmel noch auf der Erde gibt es einen Gott wie dich. Du stehst zu deinem Bund und erweist deine Güte und Liebe allen, die dir mit ungeteiltem Herzen dienen. (تثنيه 4:35; تثنيه 4:39; تثنيه 6:4; تثنيه 7:9)24So hast du an deinem Diener, meinem Vater David, gehandelt. Der heutige Tag ist Zeuge dafür, dass du dein Versprechen gehalten hast.25HERR, du Gott Israels, nun erfülle auch die andere Zusage, die du meinem Vater David, deinem Diener, gegeben hast: dass stets einer aus der Familie Davids auf dem Thron Israels sitzen wird – wenn seine Nachkommen dir nur genauso treu dienen wie er. (2سموئيل 7:12; 1پادشاهان 2:4)26Gott Israels, lass doch in Erfüllung gehen, was du meinem Vater David, deinem Diener, versprochen hast!27Aber bist du nicht viel zu erhaben, um bei uns Menschen zu wohnen? Ist doch selbst der ganze weite Himmel[4] zu klein für dich, wie viel mehr dann dieses Haus, das ich gebaut habe. (2تواريخ 2:5; 2تواريخ 6:18; اشعيا 66:1)28HERR, mein Gott! Achte dennoch auf mein demütiges Gebet und höre auf die Bitte, die ich heute vor dich bringe:29Richte deinen Blick Tag und Nacht auf dieses Haus, von dem du gesagt hast: ›Hier soll mein Name wohnen!‹[5] Höre mich, wenn ich von hier aus zu dir rufe, (تثنيه 12:5)30und höre auch die Gebete deines Volkes Israel! Wenn wir an dieser Stätte zu dir rufen, dann höre uns in deiner himmlischen Wohnung! Erhöre uns und vergib uns alle Schuld!«
Der Tempel als Ort des Gebets
31»Wenn jemand verdächtigt wird, sich gegen einen anderen vergangen zu haben, und er wird hierher zu deinem Altar gebracht und unter den Fluch gestellt, der ihn im Fall der Schuld treffen soll, (2تواريخ 6:22)32dann höre du es im Himmel und sorge für Recht: Bestrafe ihn, wenn er schuldig ist, und lass sein böses Tun auf ihn selbst zurückfallen; aber verschone ihn, wenn er schuldlos ist, und lass seine Redlichkeit vor aller Augen offenbar werden!33Wenn die Israeliten, dein Volk, von Feinden besiegt werden, weil sie dir nicht gehorcht haben, und sie wenden sich dir wieder zu, preisen deinen Namen und bitten hier in deinem Haus um Erbarmen,34dann höre du es im Himmel: Vergib deinem Volk seine Schuld und bringe es wieder in das Land zurück, das du ihren Vorfahren gegeben hast!35Wenn kein Regen auf das Land fällt, weil seine Bewohner dir nicht gehorcht haben, und sie erkennen deine strafende Hand, kehren um und beten zu dir, wenden sich diesem Haus zu und preisen deinen Namen,36dann höre du es im Himmel: Vergib deinem Volk und seinen Königen ihre Schuld, zeige ihnen, was sie tun sollen, und lass es wieder regnen auf das Land, das du deinem Volk als bleibenden Besitz gegeben hast!37Wenn im Land eine Hungersnot ausbricht, wenn das Getreide durch Glutwinde, Krankheiten oder Schädlinge vernichtet wird, wenn der Feind ins Land einfällt oder Seuchen wüten,38dann höre das Gebet, das ein einzelner Mensch oder dein ganzes Volk an dich richtet. Wenn irgendjemand in der Not seines Herzens seine Arme betend zu diesem Haus hin ausbreitet,39dann höre du ihn in deiner himmlischen Wohnung: Vergib ihm seine Schuld und hilf ihm! Doch handle so, wie es jeder verdient. Du kennst ja die verborgensten Gedanken der Menschen und siehst ihnen ins Herz. (1سموئيل 16:7; امثال 15:11)40Dann werden sie dich stets ernst nehmen, die ganze Zeit, die sie in dem Land leben, das du unseren Vorfahren gegeben hast.41-42Wenn ein Ausländer, der nicht zu deinem Volk Israel zählt, der aber gehört hat, was für Taten du mit starker Hand und ausgestrecktem Arm für dein Volk vollbracht hast – wenn solch ein Mensch aus einem fernen Land kommt und im Anblick dieses Hauses zu dir betet,43dann höre ihn in deiner himmlischen Wohnung und erfülle seine Bitten! Alle Völker auf der Erde werden dann erkennen, dass du der wahre Gott bist, und werden dich genauso ehren, wie dein Volk Israel es tut. Und sie werden erkennen, dass du von diesem Haus, das ich für dich gebaut habe, Besitz ergriffen hast.44Wenn dein Volk in deinem Auftrag gegen Feinde in den Kampf zieht und dabei in der Ferne zu dir betet, den Blick zu der Stadt gerichtet, die du dir erwählt hast, und zu dem Haus, das ich deinem Namen[6] gebaut habe,45dann höre sein Gebet im Himmel und verhilf ihm zu seinem Recht!46Vielleicht kommt es auch so weit, dass die Israeliten sich gegen dich auflehnen – es gibt ja niemand, der nicht schuldig wird – und du dann zornig wirst und sie ihren Feinden preisgibst, die sie in ein fremdes Land verschleppen, in der Nähe oder in der Ferne.47Dort kommen sie vielleicht zur Einsicht und wenden sich dir zu und bekennen vor dir: ›Wir haben Unrecht getan, wir haben dir nicht gehorcht.‹48Und wenn sie dann von ganzem Herzen zu dir umkehren und dort zu dir beten, den Blick gerichtet zu dem Land, das du ihren Vorfahren gegeben hast, zu der Stadt, die du dir erwählt hast, und zu dem Haus, das ich deinem Namen gebaut habe, (دانيال 6:11)49dann höre ihr Gebet in deiner himmlischen Wohnung und verhilf ihnen zu ihrem Recht!50Vergib ihnen alles, was sie gegen dich getan und womit sie sich gegen dich aufgelehnt haben. Verhilf ihnen dazu, dass ihre Feinde mit ihnen Erbarmen haben.51Sie sind doch dein Eigentum; sie sind dein Volk, das du aus Ägypten, aus diesem glühenden Schmelzofen, herausgeführt hast! (تثنيه 4:20)52Sieh freundlich auf mich und auf dein ganzes Volk, HERR! Hilf uns, sooft wir in der Not zu dir rufen!53Du hast doch die Israeliten aus allen Völkern der Welt als dein Eigentum ausgewählt. Das hast du ihnen durch Mose, deinen Diener und Bevollmächtigten, sagen lassen, als du unsere Vorfahren aus Ägypten herausgeführt hast, HERR, du mächtiger Gott!« (خروج 19:5)
Schlussgebet und Ermahnung des Volkes
54Als Salomo sein Gebet beendet und dem HERRN alle diese Bitten vorgetragen hatte, stand er auf; er hatte nämlich beim Beten vor dem Altar des HERRN gekniet und die Arme zum Himmel ausgebreitet.55Er trat vor die versammelte Gemeinde Israel hin, segnete sie und rief allen zu:56»Wir wollen den HERRN, unseren Gott, preisen! Er hat Wort gehalten und seinem Volk Israel ein Land geschenkt, in dem es in Frieden leben kann. Die großartige Zusage, die er uns durch seinen Diener Mose gab, hat er Wort für Wort erfüllt; nichts ist ausgeblieben. (تثنيه 12:10; يوشع 21:44)57Wie er unseren Vorfahren beistand, so stehe er nun auch uns zur Seite! Er möge uns nie verlassen oder verstoßen.58Er schenke uns ein Herz, das ihm gehorsam ist, damit wir immer nach den Geboten und Weisungen leben, die er unseren Vorfahren gegeben hat.59Der HERR, unser Gott, möge sich Tag und Nacht an mein Gebet erinnern, an alle Bitten, die ich ihm heute vorgetragen habe. Er möge mir, seinem Diener, und seinem Volk Israel beistehen und uns Recht verschaffen Tag für Tag, wie es jeweils nötig ist.60Dann werden alle Völker der Welt erkennen, dass der HERR allein Gott ist und sonst niemand.61Ihr aber sollt mit ungeteiltem Herzen dem HERRN, unserem Gott, angehören und stets nach seinen Geboten und Weisungen leben, wie ihr es heute tut.« (تثنيه 6:5; 1پادشاهان 8:23)
Die ersten Feste im Tempel
62-63Nun feierte der König zusammen mit der ganzen Festgemeinde die Einweihung des Tempels durch ein großes Opfer. Für das Opfermahl ließ er 22000 Rinder und 120000 Schafe schlachten. (2تواريخ 7:4)64Weil der Bronzealtar vor dem Haus des HERRN für die Menge der Opfer zu klein war, machte Salomo den ganzen Mittelteil des Vorhofs zum Opferaltar. Dort ließ er die Brand- und Speiseopfer verbrennen und auch die Fettstücke des Mahlopfers. (خروج 27:1)65Sieben Tage lang feierten sie die Einweihung des Tempels.[7] Es war eine riesige Festgemeinde aus ganz Israel versammelt, von Lebo-Hamat im Norden bis zu dem Tal, das die ägyptische Grenze bildet, im Süden.66Am achten Tag entließ der König das Volk. Die Leute riefen dem König ihre Segenswünsche zu und kehrten nach Hause zurück. Sie waren voll Freude und Dank für alles, was der HERR für seinen Diener David und sein Volk Israel getan hatte.