Eze 1:1-3در روز پنجم ماه چهارم سال سیام، كه پنج سال از تبعيد يهوياكين پادشاه میگذشت، ناگهان آسمان به روی حزقيال، پسر بوزی، گشوده شد و خدا رؤياهايی به او نشان داد. حزقيال كاهنی بود كه با يهوديان تبعيدی، كنار رود خابور در بابل زندگی میكرد. حزقيال چنين تعريف میكند:Eze 24:15خداوند پيغامی ديگر به من داد و فرمود:1Ki 13:23بعد از صرف غذا، نبی پير، الاغ نبی يهودا را آماده كردEze 3:16در پايان آن هفت روز، خداوند به من فرمود:Mr 15:35بعضی از حاضرين گمان بردند كه الياس نبی را صدا میزند.Mt 27:47بعضی كه آنجا ايستاده بودند، تصور كردند كه الياس نبی را صدا میزند.Mt 17:3ناگاه موسی و الياس نبی ظاهر شدند و با عيسی به گفتگو پرداختند.Eze 5:1خداوند فرمود: «ای انسان خاكی، تيغی تيز همچون تيغ سلمانی بردار و با آن موی سر و ريش خود را ببر. سپس موها را در ترازو بگذار و به سه قسمت مساوی تقسيم كن.1Ki 11:29-30يک روز كه يربعام از اورشليم بيرون میرفت، اخيای نبی كه اهل شيلوه بود، در صحرا به او برخورد. آن دو در صحرا تنها بودند. اخيای نبی ردای تازهای را كه بر تن داشت به دوازده تكه، پاره كرد1Ki 13:20در حالی که آنها هنوز بر سر سفره بودند پيغامی از جانب خداوند به آن نبی پير رسيدHab 3:1اين است دعای حبقوق نبی:Eze 2:1او به من فرمود: «ای انسان خاكی، برخيز و بايست تا با تو سخن گويم.»1Ki 21:17در اين هنگام خداوند به ايليای نبی فرمود:Mt 15:7ای رياكاران! اشعيای نبی خوب در حق شما پيشگويی كرد كه:Hab 1:1اين است پيغامی كه خداوند در رؤيا به حبقوق نبی نشان داد.Mt 12:17و اين در واقع، پيشگويی اشعيای نبی را به انجام رساند، كه میفرمايد:2Ch 32:20سپس حزقيای پادشاه و اشعيای نبی (پسر آموص) دعا كردند و از خدا كمک طلبيدند.Mal 4:5«پيش از فرا رسيدن روز بزرگ و هولناک داوری خداوند، من رسولی شبيه ايليای نبی برای شما میفرستم.1Ki 12:22اما خدا به شمعيای نبی گفت:2Ki 9:4وقتی آن نبی جوان به راموت جلعاد رسيد،Ac 2:16آنچه امروز صبح شاهد آن هستيد، يوئيل نبی قرنها قبل پيشگويی كرده بود.1Ki 16:1خداوند به ييهو نبی فرمود كه اين پيغام را به بعشا بدهد:Ac 11:27در اين هنگام، چند نبی از اورشليم به انطاكيه آمدند.Ps 74:9هيچ نبی در ميان ما نيست كه بداند اين وضع تا به كی ادامه میيابد تا ما را از آن خبر دهد.Mt 11:14اگر بتوانيد حقيقت را قبول كنيد، بايد بگويم كه يحيی همان الياس نبی است كه كتاب آسمانی میگويد میبايست بيايد.Mt 24:11بسياری برخاسته، خود را نبی معرفی خواهند كرد و عدهٔ زيادی را گمراه خواهند نمود.Ac 2:30ولی چون نبی بود، میدانست خدا قول داده و قسم خورده است كه از نسل او، مسيح را بر تخت سلطنت او بنشاند.Ro 15:21در واقع من همان طرحی را دنبال میكنم كه در كتاب آسمانی آمده است؛ زيرا اشعيای نبی گفته است كسانی كه از او بیاطلاع بودند، خواهند ديد و درک خواهند كرد.1Ki 20:38سپس آن نبی با دستمالی صورتش را پوشاند تا شناخته نشود و سر راه پادشاه منتظر ايستاد.2Ch 11:2اما خداوند برای شمعيای نبی اين پيغام را فرستاده، گفت:Mt 4:14اشعيای نبی اين را پيشگويی كرده و گفته بود:1Ki 13:11در آن زمان در شهر بيتئيل نبی پيری زندگی میکرد. پسرانش دربارهٔ نبی تازه وارد به او خبر دادند و گفتند كه چه كرده و به پادشاه چه گفته است.Mt 17:10شاگردانش پرسيدند: «چرا روحانیون يهود با اصرار میگويند كه قبل از ظهور مسيح، الياس نبی بايد دوباره ظهور كند؟»1Ki 13:14به دنبال آن نبی رفت و او را زير يک درخت بلوط نشسته يافت. پس از او پرسيد: «آيا تو همان نبی يهودا هستی؟» جواب داد: «بلی، خودم هستم.»1Ki 16:12نابودی فرزندان بعشا كه خداوند توسط ييهو نبی قبلاً خبر داده بود،Mt 27:9اين واقعه، پيشگويی ارميای نبی را به انجام رساند كه فرموده بود: «آنها سی سكه نقره يعنی قيمتی را كه مردم اسرائيل برای او تعيين كرده بودند برداشتند،1Ki 13:28او رفت و جنازهٔ آن نبی را پيدا كرد و ديد كه شير و الاغ هنوز در كنار جسد ايستادهاند. شير نه جسد را خورده بود و نه الاغ را.Ro 9:27«اشعيای نبی» دربارهٔ يهوديان میگويد كه حتی اگر قوم اسرائيل به اندازهٔ دانههای شن كنار دريا زياد باشند، فقط تعداد كمی از آنان نجات خواهند يافت.1Ki 13:1يک روز وقتی يربعام پادشاه كنار قربانگاه بيتئيل ايستاده بود تا قربانی كند، يک نبی كه به دستور خداوند از يهودا آمده بود به او نزديک شد.Eze 33:33اما وقتی همهٔ سخنانی كه گفتهای واقع شوند، كه البته واقع خواهند شد، آنگاه خواهند دانست كه يک نبی در ميان ايشان بوده است.»1Ki 14:4پس همسر يربعام به راه افتاد و به خانهٔ اخيای نبی كه در شيلوه بود رسيد. اخيای نبی پير شده بود و چشمانش نمیديد.Mt 9:20در اين وقت، زنی كه دوازده سال از خونريزی رنج میبرد، از پشت سر عيسی آمد و به گوشهٔ ردای او دست زد؛1Ki 18:19حال برو و تمام قوم اسرائيل را روی كوه كرمل جمع كن. همچنين چهارصد و پنجاه نبی بت بعل و چهارصد نبی بت اشيره را كه ايزابل معاش آنها را تأمين میكند به كوه كرمل احضار كن.»1Sa 10:12يک نفر از اهالی آنجا گفت: «مگر نبی بودن به اصل و نسب ربط دارد؟» و اين يک ضربالمثل شد: «شائول هم نبی شده است.»Nu 12:6خداوند به ايشان فرمود: «من با يک نبی بوسيلهٔ رويا و خواب صحبت میكنم،Lu 22:14هنگامی كه وقت شام فرا رسيد، عيسی با دوازده رسول بر سر سفره نشست.Mt 24:15«پس وقتی آن چيز وحشتناک را كه دانيال نبی دربارهاش نوشته است، ببينيد كه در جای مقدس بر پا شده است (خواننده خوب توجه كند تا معنی اين را بداند)،Ac 1:16«برادران، لازم بود پيشگويی كتاب آسمانی دربارهٔ يهودا عملی شود كه اشخاص شرير را راهنمايی كرد تا عيسی را بگيرند، زيرا مدتها قبل از آن، داوود نبی خيانت يهودا را با الهام از روحالقدس پيشگويی كرده بود.2Ki 9:10ايزابل زن اخاب را در يزرعيل سگها خواهند خورد و كسی او را دفن نخواهد كرد.» سپس آن نبی در را باز كرد و پا به فرار گذاشت.1Sa 3:20همهٔ مردم اسرائيل از دان تا بئرشبع میدانستند كه سموئيل از جانب خداوند برگزيده شده است تا نبی او باشد.Isa 37:2سپس به الياقيم، شبنا و كاهنان ريشسفيد گفت كه پلاس بپوشند و نزد اشعيا نبی (پسر آموص) بروند2Ki 19:2سپس به الياقيم، شبنا و كاهنان ريشسفيد گفت كه پلاس بپوشند و نزد اشعيا نبی (پسر آموص) بروندAc 15:15و اين درست همان است كه پيغمبران خدا پيشگويی كردند. برای مثال، عاموس نبی میگويد:1Co 12:29آيا در كليسا همه رسول هستند؟ آيا همه نبی هستند؟ آيا همه معلمند؟ آيا همه میتوانند معجزه كنند؟2Ki 19:14حزقيا نامه را از قاصدان گرفت و خواند. سپس به خانهٔ خداوند رفت و آن نامه را در حضور خداوند پهن كرد.Joh 11:35عيسی گريست.Isa 37:14حزقيا نامه را از قاصدان گرفت و خواند. سپس به خانهٔ خداوند رفت و آن نامه را در حضور خداوند پهن كرد.1Ch 21:9خداوند به جاد، نبی داوود فرمود:Hag 1:3سپس، خداوند اين پيام را توسط حجی نبی برای قوم فرستاد:1Ti 2:4زيرا او مشتاق است كه همهٔ مردم نجات يابند و به اين حقيقت پی ببرند1Ki 17:5ايليای نبی به دستور خداوند عمل كرد و در كنار نهر كريت ساكن شد.Mr 9:2شش روز بعد، عيسی با پطرس، يعقوب و يوحنا به بالای تپهای رفت. كس ديگری در آنجا نبود. ناگاه صورت عيسی به طرز پرشكوهی شروع به درخشيدن كردJoh 11:30عيسی بيرون دِه در همانجا منتظر ايستاده بود.Mr 14:20عيسی جواب داد: «يكی از شما دوازده نفر است كه حالا با من شام میخورد.1Sa 2:27روزی يک نبی نزد عيلی آمد و از طرف خداوند برای او اين پيغام را آورد: «آيا زمانی كه اجداد تو در مصر بردهٔ فرعون بودند، قدرت خود را به آنها نشان ندادم؟1Ki 17:1روزی يک نبی به نام ايليا كه از اهالی تشبی جلعاد بود، به اخاب پادشاه گفت: «به خداوند، خدای زندهٔ اسرائيل، يعنی به همان خدايی كه خدمتش میكنم قسم كه تا چند سال شبنم و باران بر زمين نخواهد آمد مگر اينكه من درخواست كنم.»Mr 3:13سپس عيسی به تپهای برآمد و از آنانی كه منظور نظرش بودند، دعوت كرد تا نزد او بروند.Eze 29:21«سرانجام روزی میرسد كه من قدرت گذشتهٔ اسرائيل را به او باز میگردانم، و دهان تو را ای حزقيال خواهم گشود تا سخن بگويی؛ آنگاه مصر خواهد دانست كه من خداوند هستم.»Mr 9:30عيسی از آنجا به جليل رفت و سعی كرد از نظر مردم دور بماند،Mr 1:2خدا به زبان اشعيای نبی خبر داده بود كه مسيح را به اين جهان خواهد فرستاد، و شخصی را نيز پيش از او گسيل خواهد داشت تا مردم جهان را برای آمدن او آماده سازد.Da 9:2من، دانيال، از كتاب ارميای نبی فهميدم كه طبق كلامی كه خداوند به ارميا گفته بود اورشليم میبايست هفتاد سال ويران میماند.Jos 4:4پس يوشع آن دوازده نفر را احضار كردMal 1:1اين است پيام خداوند كه بوسيلهٔ ملاكی نبی به اسرائيل داده شد.Mt 1:22و اين همان پيغامی است كه خداوند قرنها قبل به زبان نبی خود«اشعيا» فرموده بود:1Ki 18:40آنگاه ايليای نبی به آنها گفت: «اين انبيای بعل را بگيريد و نگذاريد يكی از ايشان نيز فرار كند.» پس همهٔ آنها را گرفتند و ايليا آنها را به كنار رود قيشون برد و آنها را در آنجا كشت.1Ki 20:37بعد آن نبی به يک نفر ديگر گفت: «ضربهای به من بزن!» آن مرد ضربهای به او زد و مجروحش كرد.1Jo 5:5فقط كسی میتواند بر دنيای گناهآلود غلبه يابد كه ايمان دارد عيسی به راستی فرزند خداست.Mt 27:45آن روز، از ظهر تا سه بعد از ظهر، تمام دنيا تاريک شد.Mr 3:3عيسی از آن مرد خواست كه در مقابل همه بايستد.1Ki 13:19پس آن دو با هم به شهر برگشتند و او در خانهٔ آن نبی پير خوراک خورد.Joh 6:70آنگاه عيسی فرمود: «من خودم شما دوازده نفر را انتخاب كردم؛ ولی يكی از شما بازيچه دست شيطان است.»Mt 26:20-21شب، عيسی با دوازده شاگرد خود سر ميز نشست. هنگام خوردن شام او به ايشان گفت: «يكی از شما به من خيانت میكند.»2Ch 16:10آسا از سخنان نبی چنان برآشفت كه او را به زندان انداخت. از آن پس رفتار آسا با مردم ظالمانه شد.1Sa 22:5روزی جاد نبی نزد داوود آمده، به او گفت: «از غار بيرون بيا و به سرزمين يهودا برگرد.» پس داوود به جنگل حارث رفت.2Ch 32:32شرح بقيهٔ رويدادهای دوران سلطنت حزقيا و كارهای خوب او در كتاب اشعيای نبی (پسر آموص) و كتاب«تاريخ پادشاهان يهودا و اسرائيل» نوشته شده است.1Ki 12:21وقتی رحبعام به اورشليم رسيد، صد و هشتاد هزار مرد جنگی از يهودا و بنيامين جمع كرد تا با بقيهٔ اسرائيل بجنگد و آنها را هم زير سلطهٔ خود در بياورد.Ro 2:16مسلماً آن روز خواهد آمد كه عيسی مسيح به حكم خدا، افكار و انگيزههای مخفی همه را مورد داوری قرار دهد. همهٔ اينها، بخشی از نقشهٔ عظيم خداست كه من اعلام میكنم.Lu 2:26روحالقدس نيز بر او آشكار ساخته بود كه تا مسيح موعود را نبيند، چشم از جهان فرو نخواهد بست.Mr 6:47كمكم شب شد. قايق شاگردان به وسط درياچه رسيده بود و عيسی هنوز در تنهايی مشغول دعا بود.Heb 10:27بلی، راهی نيست جز به سر بردن در انتظار مجازاتی وحشتناک، و نزول خشم و غضب الهی كه دشمنان او را نابود خواهد ساخت.Jer 28:10آنگاه حننيا، نبی دروغين، يوغی را كه بر گردن من بود، برداشت و آن را شكست.1Ki 13:30او جنازهٔ نبی يهودا را در قبرستان خاندان خود دفن كرد. بعد برای او ماتم گرفته، گفتند: «ای برادر… ای برادر…»Mt 14:5هيروديس نيز قصد داشت يحيی را بكشد ولی از شورش مردم میترسيد، چون او را نبی میدانستند.Jer 28:1در همان سال، در ابتدای سلطنت صدقيا، پادشاه يهودا، در ماه پنجم از سال چهارم، يک نبی دروغين به نام حننيا (پسر عزور)، اهل جبعون، در خانهٔ خداوند ايستاد و در مقابل كاهنان و مردم، رو به من كرد و گفت:Ac 18:28زيرا در حضور همه، تمام استدلال يهوديان را رد میكرد و از كتاب آسمانی دليل میآورد كه عيسی در حقيقت همان مسيح است.1Ch 7:37باصر، هود، شما، شلشه، يتران و بئيرا.Ro 9:25پيشگويی«هوشع نبی» را به یاد آوريد! خدا به زبان اين نبی میفرمايد كه برای خود فرزندان ديگری اختيار خواهد كرد كه از قوم او، بنیاسرائيل نيستند؛ و با اينكه آنان قبلاً مورد مهر او نبودند، اما از آن پس ايشان را محبت خواهد نمود؛2Sa 24:11صبح روز بعد، قبل از اينكه داوود از خواب بيدار شود، كلام خداوند به جاد، نبی داوود نازل شد.Jer 23:37میتوانيد از نبی بپرسيد: ”خداوند چه جوابی داده است؟“ و يا ”خداوند چه گفته است؟“Lu 9:32اما در اين هنگام، پطرس و دوستانش را خواب در ربوده بود. وقتی بيدار شدند، عيسی و آن دو مرد را غرق در نور و جلال ديدند.