1-2خداوند در مصر به موسی و هارون فرمود: «از اين پس بايد اين ماه برای شما اولين و مهمترين ماه سال باشد.3پس به تمام قوم اسرائيل بگوييد كه هر سال در روز دهم همين ماه، هر خانوادهای از ايشان يک بره تهيه كند.4اگر تعداد افراد خانوادهای كم باشد میتواند با خانوادهٔ كوچكی در همسايگی خود شريک شود، يعنی هر خانواده به تعداد افرادش به همان مقداری كه خوراكش میباشد، سهم قيمت بره را بپردازد.5اين حيوان، خواه گوسفند و خواه بز، بايد نر و يک ساله و بیعيب باشد.6«عصر روز چهاردهم ماه، همهٔ قوم اسرائيل اين برهها را قربانی كنند7و خون آنها را روی تيرهای عمودی دو طرف در و سر در خانههايشان كه در آن گوشت بره را میخورند، بپاشند.8در همان شب، گوشت را بريان كنند و با نان فطير (نان بدون خميرمايه) و سبزيهای تلخ بخورند.9گوشت را نبايد خام يا آبپز بخورند، بلكه همه را بريان كنند حتی كله و پاچه و دل و جگر آن را.10تمام گوشت بايد تا صبح خورده شود، و اگر چيزی از آن باقی ماند آن را بسوزانند.11«قبل از خوردن بره، كفش به پا كنيد، چوبدستی به دست گيريد و خود را برای سفر آماده كنيد، و بره را با عجله بخوريد. اين آيين، پِسَح[1] خداوند خوانده خواهد شد.12چون من كه خداوند هستم، امشب از سرزمين مصر گذر خواهم كرد و تمام پسران ارشد مصريان و همهٔ نخستزادههای حيوانات ايشان را هلاک خواهم نمود و خدايان آنها را مجازات خواهم كرد.13خونی كه شما روی تيرهای در خانههای خود میپاشيد، نشانهای بر خانههايتان خواهد بود. من وقتی خون را ببينم از شما میگذرم و فقط مصريان را هلاک میكنم.14«هر سال به يادبود اين واقعه برای خداوند جشن بگيريد. اين آيينی ابدی برای تمام نسلهای آينده خواهد بود.15در اين جشن كه هفت روز طول میكشد بايد فقط نان فطير بخوريد. در روز اول، خميرمايه را از خانهٔ خود بيرون ببريد، زيرا اگر كسی در مدت اين هفت روز نان خميرمايهدار بخورد از ميان قوم اسرائيل طرد خواهد شد.16در روز اول و هفتم اين جشن، بايد تمام قوم به طور دسته جمعی خدا را عبادت كنند. در اين دو روز بهجز تهيهٔ خوراک كار ديگری نكنيد.17«اين عيد كه همراه نان فطير جشن گرفته میشود، به شما يادآوری خواهد كرد كه من در چنين روزی شما را از مصر بيرون آوردم. پس برگزاری اين جشن بر شما و نسلهای آيندهٔ شما تا به ابد واجب خواهد بود.18از غروب روز چهاردهم تا غروب روز بيست و يكم اين ماه بايد نان بدون خميرمايه بخوريد.19در اين هفت روز نبايد اثری از خميرمايه در خانههای شما باشد. در اين مدت اگر كسی نان خميرمايهدار بخورد، بايد از ميان قوم اسرائيل طرد شود. رعايت اين قوانين حتی برای غريبههايی كه در ميان شما ساكن هستند نيز واجب خواهد بود.20باز تأكيد میكنم كه در اين هفت روز نان خميرمايهدار نخوريد. فقط نان فطير بخوريد.»21آنگاه موسی، بزرگان قوم را نزد خود خواند و به ايشان گفت: «برويد و برههايی برای خانوادههايتان بگيريد و برای عيد پسح آنها را قربانی كنيد.22خون بره را در يک تشت بريزيد و بعد با گياه زوفا خون را روی تيرهای دو طرف در و سر در خانههايتان بپاشيد. هيچكدام از شما نبايد در آن شب از خانه بيرون رود.23آن شب خداوند از سرزمين مصر عبور خواهد كرد تا مصريان را بكشد. ولی وقتی خون را روی تيرهای دو طرف در و سر در خانههايتان ببيند از آنجا میگذرد و به ”هلاک كننده“ اجازه نمیدهد كه وارد خانههايتان شده، شما را بكشد.24برگزاری اين مراسم برای شما و فرزندانتان يک قانون دائمی خواهد بود.25وقتی به آن سرزمينی كه خداوند وعدهٔ آن را به شما داده، وارد شديد، عيد پسح را جشن بگيريد.26هرگاه فرزندانتان مناسبت اين جشن را از شما بپرسند،27بگوييد: عيد پسح را برای خداوند به مناسبت آن شبی جشن میگيريم كه او از مصر عبور كرده، مصریها را كشت، ولی وقتی به خانههای ما اسرائيلیها رسيد از آنها گذشت و به ما آسيبی نرساند.» قوم اسرائيل روی بر خاک نهاده، خداوند را سجده نمودند.28سپس همانطور كه خداوند به موسی و هارون دستور داده بود، عمل كردند.
مرگ پسران ارشد
29نيمه شب، خداوند تمام پسران ارشد مصر را كشت، از پسر ارشد فرعون كه جانشين او بود گرفته تا پسر ارشد غلامی كه در سياهچال زندانی بود. او حتی تمام نخستزادههای حيوانات ايشان را نيز از بين برد.30در آن شب فرعون و درباريان و تمام اهالی مصر از خواب بيدار شدند و ناله سر دادند، به طوری كه صدای شيون آنها در سراسر مصر پيچيد، زيرا خانهای نبود كه در آن كسی نمرده باشد.31فرعون در همان شب موسی و هارون را فرا خواند و به ايشان گفت: «هر چه زودتر از سرزمين مصر بيرون برويد و بنیاسرائيل را هم با خود ببريد. برويد و همانطور كه خواستيد خداوند را عبادت كنيد.32گلهها و رمههای خود را هم ببريد. ولی پيش از اينكه برويد برای من دعا كنيد.»33اهالی مصر نيز به قوم اسرائيل اصرار میكردند تا هر چه زودتر از مصر بيرون بروند. آنها به بنیاسرائيل میگفتند: «تا همهٔ ما را به كشتن ندادهايد از اينجا بيرون برويد.»34پس قوم اسرائيل تغارهای پر از خمير بیمايه را درون پارچه پيچيدند و بر دوش خود بستند،35و همانطور كه موسی به ايشان گفته بود از همسايههای مصری خود لباس و طلا و نقره خواستند.36خداوند بنیاسرائيل را در نظر اهالی مصر محترم ساخته بود، به طوری كه هر چه از آنها خواستند به ايشان دادند. به اين ترتيب آنها ثروت مصر را با خود بردند.
خروج قوم اسرائيل از مصر
37-38در همان شب بنیاسرائيل از رعمسيس كوچ كرده، روانهٔ سوكوت شدند. تعداد ايشان به غير از زنان و كودكان قريب به ششصد هزار مرد بود كه پياده در حركت بودند. از قومهای ديگر نيز در ميان آنها بودند كه همراه ايشان از مصر بيرون آمدند. گلهها و رمههای فراوانی هم به همراه ايشان روان بودند.39وقتی سر راه برای غذا خوردن توقف كردند، از همان خمير بیمايهای كه آورده بودند، نان پختند. از اين جهت خمير را با خود آورده بودند چون با شتاب از مصر بيرون آمدند و فرصتی برای پختن نان نداشتند.40بنیاسرائيل مدت چهارصد و سی سال در مصر زندگی كرده بودند.41در آخرين روز چهارصد و سیامين سال بود كه قوم خدا از سرزمين مصر بيرون آمدند.42خداوند آن شب را برای رهايی آنها از مصر در نظر گرفته بود و قوم اسرائيل میبايست نسل اندر نسل، همه ساله در آن شب به ياد رهايی خود از دست مصريان، برای خداوند جشن بگيرند.
مقررات عيد پسح
43-44آنگاه خداوند به موسی و هارون مقررات آيين پسح را چنين تعليم داد: «هيچ غيريهودی نبايد از گوشت برهٔ قربانی بخورد، اما غلامی كه خريداری و ختنه شده باشد میتواند از آن بخورد.45خدمتكار و میهمان غيريهودی نبايد از آن بخورند.46تمام گوشت بره را در همان خانهای كه در آن نشستهايد بخوريد. آن گوشت را از خانه نبايد بيرون ببريد. هيچيک از استخوانهای آن را نشكنيد.47تمام قوم اسرائيل بايد اين مراسم را برگزار نمايند.48«اگر غريبههايی در میان شما زندگی میكنند و مايلند اين آيين را برای خداوند نگاه دارند، بايد مردان و پسران ايشان ختنه شوند تا اجازه داشته باشند مثل شما در اين آيين شركت كنند. اما شخص ختنه نشده هرگز نبايد از گوشت برهٔ قربانی بخورد.49تمام مقررات اين جشن شامل حال غريبههايی نيز كه ختنه شدهاند و در ميان شما ساكنند، میشود.»50قوم اسرائيل تمام دستورات خداوند را كه توسط موسی و هارون به ايشان داده شده بود، به کار بستند.51در همان روز خداوند تمام بنیاسرائيل را از مصر بيرون آورد.
1Noch in Ägypten sagte der HERR zu Mose und Aaron:2»Dieser Monat soll für euch von nun an der erste Monat des Jahres sein.3Richtet den Israeliten aus: Am 10. Tag dieses Monats soll jeder für seine Familie ein Lamm auswählen.4Wenn eine Familie zu klein ist, um ein ganzes Lamm zu essen, soll sie sich mit ihren nächsten Nachbarn zusammentun. Teilt es euch so ein, dass genug Fleisch für alle da ist, aber auch nichts davon übrig bleibt.5Sucht einjährige, männliche Tiere ohne Fehler aus; es können Schafe oder Ziegen sein.6Bis zum 14. Tag des 1. Monats müsst ihr sie gesondert halten. Dann sollen alle, die zur Gemeinschaft der Israeliten gehören, die ausgewählten Lämmer in der Abenddämmerung schlachten.7Sie sollen etwas vom Blut der Tiere in einer Schale auffangen und es an die Pfosten und den oberen Türbalken der Häuser streichen, in denen sie das Lamm essen.8Noch in derselben Nacht müssen sie das Fleisch über dem Feuer braten. Dazu sollen sie bittere Kräuter essen und Brot, das ohne Sauerteig gebacken ist.9Ihr dürft das Fleisch nicht roh oder gekocht verzehren; es muss über dem Feuer gebraten sein, und zwar das ganze Tier mit Kopf, Unterschenkeln und Innereien.10Lasst nichts bis zum nächsten Morgen übrig, sondern verbrennt das restliche Fleisch!11Beeilt euch beim Essen! Ihr sollt für die Reise angezogen sein, Schuhe tragen und eure Wanderstöcke in der Hand halten. So feiert ihr das Passahfest – ein Fest für mich, den HERRN.12In dieser Nacht werde ich durch Ägypten gehen und in jeder Familie den ältesten Sohn töten und auch jedes erstgeborene männliche Tier. Ich werde mein Urteil an allen Göttern Ägyptens vollstrecken, denn ich bin der HERR!13Das Blut an den Türpfosten eurer Häuser aber wird ein Zeichen sein, das euch schützt. Wenn ich das Blut sehe, will ich euch verschonen. Ich werde die Ägypter strafen, doch an euch wird das Unheil vorübergehen.[1]14Das sollt ihr niemals vergessen! Darum feiert jedes Jahr an diesem Tag ein Fest für mich, den HERRN! Dies gilt jetzt und für alle kommenden Generationen.«
Das Fest der ungesäuerten Brote
15»Vom Abend des Passahfestes an sollt ihr sieben Tage lang nur Brot essen, das ohne Sauerteig gebacken wurde! Entfernt schon vorher alle Sauerteigreste aus euren Häusern! Wer in diesen sieben Tagen doch etwas isst, das Sauerteig enthält, hat sein Leben verwirkt. Er muss aus dem Volk Israel ausgeschlossen werden.16Versammelt euch am ersten und am siebten Tag zu einem heiligen Fest! An diesen beiden Tagen sollt ihr nicht arbeiten; ihr dürft nur eure Mahlzeiten zubereiten.17So müsst ihr das Fest der ungesäuerten Brote feiern, denn genau an dem Tag, an dem die Festwoche beginnt, habe ich eure Stammesverbände aus Ägypten herausgeführt. Darum sollt ihr diesen Tag Jahr für Jahr feiern, jetzt und in allen kommenden Generationen.18Esst im 1. Monat vom Abend des 14. bis zum Abend des 21. Tages nur ungesäuertes Brot!19Sieben Tage lang dürft ihr keinen Sauerteig in euren Häusern haben. Wer etwas Sauerteighaltiges isst, hat sein Leben verwirkt. Er darf nicht länger zur Gemeinschaft eures Volkes gehören, ganz gleich ob er ein Israelit oder ein Fremder ist.20Esst also kein Brot und auch nichts anderes, das mit Sauerteig gebacken wurde, sondern nur ungesäuerte Lebensmittel, wo immer ihr wohnt!«
Das zehnte Strafgericht: die Tötung der Erstgeborenen
21Dann rief Mose die Sippenoberhäupter der Israeliten und befahl: »Geht los, sucht euch je nach der Größe eurer Familien eines oder mehrere Lämmer aus und schlachtet sie als Passahopfer!22Fangt das Blut in einer Schale auf, taucht ein Büschel Ysop hinein und streicht das Blut an den oberen Balken und an die beiden Pfosten eurer Haustüren. Bis zum nächsten Morgen darf niemand von euch sein Haus verlassen!23Wenn der HERR durchs Land geht, um die Ägypter zu töten, und das Blut an den Pfosten und Balken sieht, wird er an diesen Türen vorübergehen; er wird dem Todesengel nicht erlauben, in eure Häuser einzudringen und euch zu töten.24Haltet euch für immer an den Brauch dieses Festes; er gilt für euch und alle eure Nachkommen!25Wenn ihr in das Land kommt, das euch der HERR versprochen hat, sollt ihr auch dort diesen Brauch bewahren.26Eure Kinder werden euch einst fragen, was dieses Fest bedeutet;27dann erklärt ihnen: ›Dies ist das Passahopfer, das wir dem HERRN darbringen. Denn als er damals die Ägypter tötete, ging er an unseren Häusern vorüber und verschonte uns.‹« Da warfen sich die Israeliten nieder und beteten Gott an.28Dann gingen sie nach Hause und bereiteten alles vor, wie der HERR es ihnen durch Mose und Aaron befohlen hatte.29Um Mitternacht tötete der HERR alle erstgeborenen Söhne der Ägypter, angefangen beim ältesten Sohn des Pharaos auf dem Königsthron bis hin zum ältesten Sohn eines Häftlings im Gefängnis; auch jedes erstgeborene männliche Tier ließ er sterben.30Der Pharao wachte auf, seine Hofbeamten fuhren aus dem Schlaf, ja, ganz Ägypten schreckte hoch in dieser Nacht. Überall im Land hörte man lautes Klagen und Weinen. Es gab kein Haus ohne einen Toten!31Noch in derselben Nacht ließ der Pharao Mose und Aaron rufen und sagte zu ihnen: »Zieht so schnell wie möglich los und verlasst unser Land, ihr und die anderen Israeliten! Geht und opfert dem HERRN, wie ihr es verlangt habt!32Nehmt eure Ziegen- und Schafherden mit, auch eure Rinder, ganz wie ihr wollt! Nur zieht los und bittet euren Gott auch um Segen für mich!«33Die Ägypter drängten die Israeliten zur Eile, damit sie schleunigst das Land verließen. »Wenn ihr noch länger hierbleibt«, sagten sie, »kommen wir alle um!«
Die Israeliten verlassen Ägypten
34Die Israeliten nahmen ihre Backschüsseln mit dem ungesäuerten Teig, schlugen sie in ihre Gewänder ein und trugen sie auf den Schultern.35Auf Moses Befehl hatten sie sich von den Ägyptern silberne und goldene Schmuckstücke und Gefäße sowie schöne Gewänder geben lassen.36Der HERR hatte dem Volk Israel ein so großes Ansehen bei den Ägyptern verschafft, dass sie auf ihre Bitten eingegangen waren. So nahmen die Israeliten von den Ägyptern reiche Beute mit.37Sie brachen auf und zogen zu Fuß von Ramses nach Sukkot; es waren etwa 600.000 Männer mit ihren Frauen und Kindern.38Auch viele Nichtisraeliten verließen mit ihnen das Land. Die Israeliten nahmen ihre großen Ziegen-, Schaf- und Rinderherden mit.39Unterwegs backten sie aus dem ungesäuerten Teig, den sie mitgenommen hatten, Fladenbrote. Weil man sie so plötzlich aus Ägypten vertrieben hatte, war keine Zeit geblieben, den Teig durchsäuern zu lassen und sich mit Proviant zu versorgen.40Insgesamt hatten die Israeliten 430 Jahre in Ägypten gelebt.41Auf den Tag genau nach 430 Jahren zogen alle Stammesverbände, die zum Volk Gottes gehörten, aus Ägypten fort.42In dieser Nacht hielt der HERR selbst Wache, um sein Volk sicher aus Ägypten herauszuführen. Darum sollen alle kommenden Generationen der Israeliten in der Passahnacht dem HERRN zu Ehren wachen.
Vorschriften für das Passahfest
43Der HERR sagte zu Mose und Aaron: »Für das Passahfest gebe ich euch folgende Anordnungen: Grundsätzlich gilt, dass Ausländer nicht am Passahmahl teilnehmen dürfen.44Wenn ihr aber einen ausländischen Sklaven gekauft und ihn beschnitten habt, dann darf er von dem Lamm essen.45Fremde, die nur vorübergehend bei euch leben und sich nicht eurem Volk anschließen, dürfen jedoch nicht an der Mahlzeit teilnehmen. Dasselbe gilt für ausländische Lohnarbeiter.46Ihr müsst das Passahlamm in demselben Haus essen, in dem ihr es zubereitet habt. Bringt nichts von seinem Fleisch nach draußen und zerbrecht ihm keinen einzigen Knochen!47Die ganze Gemeinschaft der Israeliten soll das Passahfest feiern.48Wenn jemand, der aus dem Ausland stammt und bei euch lebt, mir zu Ehren mitfeiern will, soll er jeden Mann und jeden Jungen in seinem Haus beschneiden lassen. Dann gehört er auch zu eurem Volk und kann wie jeder andere Israelit am Fest teilnehmen. Ein Unbeschnittener aber darf auf keinen Fall vom Passahlamm essen.49Für die Einheimischen und für die Fremden, die sich euch angeschlossen haben, soll ein und dasselbe Recht gelten.«50Die Israeliten folgten den Weisungen, die Mose und Aaron vom HERRN empfangen hatten.51An diesem Tag führte der HERR die Israeliten nach Stammesverbänden geordnet aus Ägypten fort.