از Biblica1-2در روز بيست و چهارم همان ماه، بنیاسرائيل جمع شدند تا روزه بگيرند. آنها لباس عزا بر تن داشتند و بر سر خود خاک ريخته بودند. بنیاسرائيل كه خود را از تمام بيگانگان جدا كرده بودند ايستادند و به گناهان خود و اجدادشان اعتراف نمودند.3حدود سه ساعت از تورات خداوند، خدايشان با صدای بلند برای ايشان خوانده شد و سه ساعت ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و همه خداوند، خدای خود را پرستش نمودند.4سپس يک دسته از لاويان به نامهای يشوع، بانی، قدمیئيل، شبنيا، بونی، شربيا، بانی و كنانی روی سكو ايستادند و با صدای بلند نزد خداوند، خدای خود دعا كردند.5آنگاه يشوع، قدمیئيل، بانی، حشبنيا، شربيا، هوديا، شبنيا و فتحيا كه همگی از لاويان بودند با اين كلمات قوم را در دعا هدايت كردند: «برخيزيد و خداوند، خدای خود را كه از ازل تا ابد باقی است، ستايش كنيد! «سپاس بر نام پرجلال تو كه بالاتر از تمام تمجيدهای ماست!6تو تنها خداوند هستی. آسمانها و ستارگان را تو آفريدی؛ زمين و دريا و موجودات آنها را تو به وجود آوردی؛ تو به همهٔ اينها حيات بخشيدی. تمام فرشتگان آسمان، تو را سجده میكنند.7«ای خداوند، تو همان خدايی هستی كه ابرام را انتخاب كردی، او را از شهر اور كلدانیان بيرون آوردی و نام او را به ابراهيم تبديل نمودی.8او نسبت به تو امين بود و تو با او عهد بستی و به او وعده دادی كه سرزمين كنعانیها، حيتیها، اموریها، فرزیها، يبوسیها و جرجاشیها را به او و به فرزندان او ببخشی. تو به قول خود عمل كردی، زيرا امين هستی.9«تو رنج و سختی اجداد ما را در مصر ديدی و آه و نالهٔ آنها را در كنار دريای سرخ شنيدی.10معجزات بزرگی به فرعون و سرداران و قوم او نشان دادی، چون میديدی چگونه مصریان بر اجداد ما ظلم میكنند. به سبب اين معجزات، شهرت يافتی و شهرتت تا به امروز باقی است.11دريا را شكافتی و از ميان آب، راهی برای عبور قوم خود آماده ساختی و دشمنانی را كه آنها را تعقيب میكردند به دريا انداختی و آنها مثل سنگ به ته دريا رفتند و غرق شدند.12در روز، با ستون ابر و در شب با ستون آتش، اجداد ما را در راهی كه میبايست میرفتند هدايت كردی.13«تو بر كوه سينا نزول فرمودی و از آسمان با ايشان سخن گفتی و قوانين خوب و احكام راست به ايشان بخشيدی.14توسط موسی شريعت را به آنان دادی و روز مقدس سبت را عطا كردی.15وقتی گرسنه شدند، از آسمان به ايشان نان دادی، وقتی تشنه بودند، از صخره به ايشان آب دادی. به آنها گفتی به سرزمينی كه قسم خورده بودی به ايشان بدهی داخل شوند و آن را به تصرف خود در بياورند.16ولی اجداد ما متكبر و خودسر بودند و نخواستند از دستورات تو اطاعت كنند.17آنها نه فقط به دستورات تو گوش ندادند و معجزاتی را كه برای ايشان كرده بودی فراموش نمودند، بلكه ياغی شدند و رهبری برای خود انتخاب كردند تا دوباره به مصر، سرزمين بردگی برگردند. ولی تو خدائی بخشنده و رحيم و مهربان هستی؛ تو پر از محبت هستی و دير خشمگين میشوی؛ به همين جهت ايشان را ترک نكردی.18با اينكه به تو اهانت نموده مجسمهٔ گوسالهای را ساختند و گفتند: ”اين خدای ماست كه ما را از مصر بيرون آورد.“ ايشان به طرق مختلف گناه كردند.19ولی تو به سبب رحمت عظيم خود ايشان را در بيابان ترک نكردی و ستون ابر را كه هر روز ايشان را هدايت میكرد و نيز ستون آتش را كه هر شب راه را به ايشان نشان میداد، از ايشان دور نساختی.20روح مهربان خود را فرستادی تا ايشان را تعليم دهد. برای رفع گرسنگی، نان آسمانی را به آنها دادی و برای رفع تشنگی، آب به ايشان بخشيدی.21چهل سال در بيابان از ايشان نگهداری كردی به طوری كه هرگز به چيزی محتاج نشدند؛ نه لباسشان پاره شد و نه پاهای ايشان ورم كرد.22«ايشان را كمک كردی تا قومها را شكست دهند و سرزمينهاشان را تصرف كرده، مرزهای خود را وسيع سازند. ايشان سرزمين حشبون را از سيحون پادشاه و سرزمين باشان را از عوج پادشاه گرفتند.23جمعيت ايشان را به اندازهٔ ستارگان آسمان زياد كردی و آنها را به سرزمينی آوردی كه به اجدادشان وعده داده بودی.24آنها به سرزمين كنعان داخل شدند و تو اهالی آنجا را مغلوب ايشان ساختی تا هر طور كه بخواهند با پادشاهان و مردم آنجا رفتار كنند.25قوم تو شهرهای حصاردار و زمينهای حاصلخيز را گرفتند، خانههايی را كه پر از چيزهای خوب بود از آن خود ساختند، و چاههای آب و باغهای انگور و زيتون و درختان ميوه را تصرف كردند. آنها خوردند و سير شدند و از نعمتهای بیحد تو برخوردار گشتند.26«ولی ايشان نافرمانی كردند و نسبت به تو ياغی شدند. به دستورات تو توجه نكردند و انبيای تو را كه سعی داشتند ايشان را به سوی تو بازگردانند، كشتند و با اين كارها به تو اهانت نمودند.27پس تو نيز آنها را در چنگ دشمن اسير كردی تا بر ايشان ظلم كنند. اما وقتی از ظلم دشمن نزد تو ناله كردند، تو از آسمان، دعای ايشان را شنيدی و به سبب رحمت عظيم خود رهبرانی فرستادی تا ايشان را از چنگ دشمن نجات دهند.28ولی وقتی از امنيت برخوردار شدند باز گناه كردند. آنگاه تو به دشمن اجازه دادی بر ايشان مسلط شود. با اين حال، وقتی قومت به سوی تو بازگشتند و كمک خواستند، از آسمان به نالهٔ ايشان گوش دادی و با رحمت عظيم خود ايشان را بارها نجات بخشيدی.29به ايشان هشدار دادی تا دستورات تو را اطاعت كنند، ولی به جای اطاعت از احكام حياتبخش تو، با تكبر و سرسختی از تو رو برگردانيدند و احكام تو را زير پا گذاشتند.30سالها با ايشان مدارا كردی و بوسيلهٔ روح خود توسط انبیا به ايشان هشدار دادی، ولی ايشان توجه نكردند. پس باز اجازه دادی قومهای ديگر بر ايشان مسلط شوند.31ولی باز به سبب رحمت عظيم خود، ايشان را به کلی از بين نبردی و ترک نگفتی، زيرا تو خدايی رحيم و مهربان هستی!32«و حال ای خدای ما، ای خدای عظيم و قادر و مهيب كه به وعدههای پر از رحمت خود وفا میكنی، اين همه رنج و سختی كه كشيدهايم در نظر تو ناچيز نيايد. از زمانی كه پادشاهان آشور بر ما پيروز شدند تا امروز، بلاهای زيادی بر ما و پادشاهان و بزرگان و كاهنان و انبیا و اجداد ما نازل شده است.33تو عادل هستی و هر بار كه ما را مجازات كردهای به حق بوده است، زيرا ما گناه كردهايم.34پادشاهان، سران قوم، كاهنان و اجداد ما دستورات تو را اطاعت نكردند و به اخطارهای تو گوش ندادند.35در سرزمين پهناور و حاصلخيزی كه به ايشان دادی از نعمتهای فراوان تو برخوردار شدند، ولی تو را عبادت نكردند و از اعمال زشت خود دست برنداشتند.36«اما اينک در اين سرزمين حاصلخيز كه به اجدادمان دادی تا از آن برخوردار شويم، بردهای بيش نيستيم.37محصول اين زمين نصيب پادشاهانی میشود كه تو به سبب گناهانمان آنها را بر ما مسلط كردهای. آنها هر طور میخواهند بر جان و مال ما حكومت میكنند و ما در شدت سختی گرفتار هستيم.38با توجه به اين اوضاع، اينک ای خداوند ما با تو پيمان ناگسستنی میبنديم تا تو را خدمت كنيم؛ و سران قوم ما همراه لاويان و كاهنان اين پيمان را مهر میكنند.»
1Am 24. Tag desselben Monats versammelten sich die Israeliten zu einem Fasttag. Sie hatten den Sack angelegt und sich Erde auf den Kopf gestreut. (اشعيا 58:5)2Alle, die als Nachkommen Jakobs zu Israel gehörten,[1] trennten sich ausdrücklich von allen Fremden und traten vor den HERRN, um ihre Schuld und die Schuld ihrer Vorfahren zu bekennen. (لاويان 26:40)3Sie erhoben sich von ihren Plätzen und drei Stunden lang wurde ihnen aus dem Gesetzbuch des HERRN, ihres Gottes, vorgelesen. Dann warfen sie sich vor dem HERRN nieder und bekannten ihm ihre Verfehlungen, ebenfalls drei Stunden lang.4Auf dem Podium der Leviten erhoben sich Jeschua, Bani, Kadmiël, Schebanja, Bunni, Scherebja, Bani und Kenani. Sie riefen mit lauter Stimme zum HERRN, ihrem Gott.5Die Leviten Jeschua, Kadmiël, Bani, Haschabneja, Scherebja, Hodija, Schebanja und Petachja aber sagten zum Volk: »Auf, preist den HERRN, euren Gott, von Ewigkeit zu Ewigkeit!«6Und die Leviten beteten dem Volk vor:[2] »Dein großer Name, HERR, sei gepriesen! Alles Preisen und Rühmen der Menschen reicht nicht an ihn heran. Du, HERR, allein bist Gott! Du hast den Himmel geschaffen, die Himmelswelt mit dem Heer der Engel. Du hast die Erde und das Meer geschaffen und alle Geschöpfe, die dort leben. Ihnen allen hast du das Leben geschenkt und die Himmelsmächte[3] beten dich an! (پيدايش 1:1; تثنيه 6:4)7Du, HERR, unser Gott, erwähltest Abram und holtest ihn heraus aus Ur in Chaldäa; du gabst ihm den Namen Abraham.[4] (پيدايش 11:31; پيدايش 12:1)8Du sahst, dass er in Treue zu dir hielt, und schlossest einen Bund mit ihm und gabst ihm dabei das Versprechen: ›Deinen Nachkommen gebe ich das Land, in dem die Kanaaniter wohnen, die Hetiter und die Amoriter, die Perisiter, Jebusiter und Girgaschiter.‹ Und du hast dein Versprechen gehalten, auf dich ist in allem Verlass! (پيدايش 15:18)9Unsere Vorfahren wurden unterdrückt in Ägypten – du sahst es und griffest ein. Am Schilfmeer schrien sie zu dir um Hilfe – du hörtest es und schicktest Rettung. (خروج 2:23; خروج 3:7; خروج 14:10)10Der Pharao, seine Minister und sein Volk behandelten unsere Väter mit Hochmut. Da zeigtest du ihnen deine Macht und ließest sie deine gewaltigen Taten spüren. So machtest du dir einen großen Namen, er wird gerühmt bis zum heutigen Tag. (خروج 7:8; خروج 12:29; خروج 18:11)11Vor den Augen unserer Vorfahren zerteiltest du das Meer, trockenen Fußes zogen sie mitten hindurch. Doch ihre Verfolger stürztest du in die Fluten, wie Steine sanken sie in die Tiefe. (خروج 14:21; خروج 15:4)12Du leitetest sie bei Tag durch eine Wolkensäule und nachts erhelltest du ihren Weg mit dem leuchtenden Schein der Feuersäule. (خروج 13:21)13Du kamst hernieder auf den Berg Sinai, du sprachst zu ihnen vom Himmel her. Klare Ordnungen gabst du ihnen, Gesetze, die das Leben verlässlich regeln, mit guten Vorschriften und Geboten. (خروج 19:1; تثنيه 4:5)14Du lehrtest sie, den Sabbat zu achten als heiligen Tag, der dir gehört; du gabst ihnen Vorschriften und Gebote und ein Gesetz durch deinen Diener Mose. (خروج 20:8)15Als der Hunger sie plagte, gabst du ihnen Brot vom Himmel; aus dem Felsen ließest du Wasser strömen, um ihren Durst damit zu löschen. Dann befahlst du ihnen, das Land einzunehmen, das Land, das du ihnen zugesagt hattest mit zum Schwur erhobener Hand. (خروج 16:4; خروج 17:1; تثنيه 1:21)16Doch unsere Vorfahren wurden übermütig, trotzig schlugen sie deine Weisungen in den Wind. (اعداد 14:1; تثنيه 1:26)17Sie weigerten sich, auf dich zu hören; nur allzu schnell vergaßen sie die Wunder, mit denen du ihnen geholfen hattest. Sie setzten es sich in den Kopf, zurückzukehren nach Ägypten,[5] in die Sklaverei. Du aber bist ein Gott, der vergibt, voll Liebe und Erbarmen bist du, voll Geduld und von grenzenloser Güte. Du hast sie nicht im Stich gelassen, (خروج 34:6)18nicht einmal, als sie sich das Stierbild gossen und sagten: ›Das ist dein Gott, der dich aus Ägypten herausgeführt hat.‹ Wie tief sie dich damit beleidigt haben! (خروج 32:1)19Du aber, in deinem großen Erbarmen, hast sie dort in der Wüste nicht verlassen. Du nahmst die Wolkensäule nicht weg, sie blieb ihr Begleiter an jedem Tag; und die Feuersäule leuchtete ihnen, damit sie auch nachts ihren Weg erkannten. (تثنيه 8:2)20Du gabst ihnen deinen guten Geist, um sie zu rechter Einsicht zu führen. Auch weiterhin sättigtest du sie mit Manna und gabst ihnen Wasser für ihren Durst.21Vierzig Jahre, bei ihrem Zug durch die Wüste, versorgtest du sie mit dem, was sie brauchten. Ihre Kleider zerfielen nicht zu Lumpen, ihre Füße schwollen vom Gehen nicht an.22Du gabst Könige und Völker in ihre Macht, ein Land nach dem andern eroberten sie. Sie besetzten das Land des Königs Sihon von Heschbon und das Land Baschan, wo König Og regierte. (اعداد 21:21)23Du schenktest ihnen so viele Kinder, wie Sterne am Himmel stehen. Und du brachtest ihre Kinder in das Land, das schon die Väter in Besitz nehmen sollten nach deinem Befehl. (پيدايش 12:2; پيدايش 15:5; اعداد 14:26)24Nun kamen die Söhne hinein und nahmen es in Besitz. Die Kanaaniter, die früher dort wohnten, zwangst du vor ihnen in die Knie. Die Herrscher des Landes und ihre Völker, du gabst sie alle in ihre Hand, dass sie mit ihnen taten, was sie wollten. (يوشع 6:1)25Befestigte Städte nahmen sie ein, ein fruchtbares Land eroberten sie und Häuser, angefüllt mit reichem Gut, aus dem Felsen ausgehauene Zisternen, Weinberge und Olivengärten und Obstbäume in großer Zahl. Es ging ihnen gut, sie aßen und wurden satt und genossen die Fülle deiner Gaben. (تثنيه 6:10)26Dann aber wurden sie widerspenstig und rebellierten gegen dich; sie kehrten deinem Gesetz den Rücken. Sie brachten deine Propheten um, die ihnen ihre Schuld vorhielten und sie mahnten, zu dir zurückzukehren. So kränkten sie dich immer von Neuem. (1پادشاهان 18:4; 1پادشاهان 18:13; 1پادشاهان 19:10; 1پادشاهان 19:14; 2تواريخ 24:20; اِرميا 2:30; اِرميا 26:20)27Darum gabst du sie in die Hand ihrer Feinde und sie wurden von ihnen hart bedrängt. Aber wenn sie vor Not nicht mehr weiterwussten, wenn sie laut zu dir um Hilfe schrien, dann erhörtest du sie vom Himmel her; denn dein Erbarmen ist ja so groß. Du sandtest ihnen starke Retter, die sie von ihren Unterdrückern befreiten. (داوران 2:11)28Doch kaum hattest du ihnen Ruhe verschafft, da lehnten sie sich von Neuem gegen dich auf, und du gabst sie in die Hand ihrer Feinde die ihnen hart zusetzten. Wieder schrien sie zu dir um Hilfe und du erhörtest sie vom Himmel her: Du erwiest ihnen dein Erbarmen und halfst ihnen wieder und wieder.29Du ermahntest sie, zurückzukehren und wieder auf dein Gesetz zu hören. Sie aber blieben übermütig und hielten sich nicht an deine Gebote. Sie missachteten deine Ordnungen, von denen du gesagt hattest: ›Wer sie einhält, bewahrt sein Leben.‹ Sie zeigten dir die kalte Schulter, trotzig boten sie dir die Stirn und weigerten sich, dir zu gehorchen. (لاويان 18:5)30Geduldig ertrugst du sie viele Jahre, du warntest sie durch deinen Geist, der deinen Propheten die Worte eingab; doch sie blieben für dich taub. Darum liefertest du sie schließlich aus an die Völker fremder Länder. (2پادشاهان 17:13; 2تواريخ 36:15)31Aber weil dein Erbarmen so groß ist, hast du dennoch kein Ende mit ihnen gemacht und sie nicht verlassen, du Gott voller Liebe und Erbarmen! (خروج 34:6)32Nun, Gott, unser Gott, du bist so groß, so mächtig und Ehrfurcht gebietend! Du hast mit uns einen Bund geschlossen und stehst dazu mit unerschütterlicher Treue. Lass dir nun nicht gleichgültig sein, was an Leiden über uns gekommen ist! Unsere Könige und Führer haben gelitten, unsere Priester und Propheten, das ganze Volk, schon unsere Vorfahren haben gelitten, seit der Zeit der assyrischen Herrschaft bis heute! (تثنيه 7:9; 2پادشاهان 15:19; 2پادشاهان 15:29; 2پادشاهان 17:3; عزرا 4:2; عزرا 4:10)33Du warst im Recht, dir ist nichts vorzuwerfen, wenn uns dies alles getroffen hat; denn du bist treu geblieben, wir aber sind dir untreu geworden. (لاويان 26:40)34Unsere Könige und führenden Männer, unsere Priester und das ganze Volk, unsere Vorfahren, haben dein Gesetz nicht befolgt, auf deine Gebote nicht geachtet und deine Warnungen in den Wind geschlagen.35Du hattest ihnen ein eigenes Königreich gegeben und sie mit Wohltaten überschüttet, du hattest ihnen ein Land gegeben, das weit und reich vor ihnen lag. Sie aber weigerten sich, dir zu dienen und von ihrem Unrecht zu lassen.36Deshalb sind wir nun Sklaven, hier in diesem Land, das du unseren Vorfahren gegeben hast, damit sie all das Gute genießen, das es hervorbringt – Sklaven sind wir in diesem Land!37Sein Ertrag kommt den Königen zugute, die du über uns gesetzt hast zur Strafe für unsere Sünden. Sie sind die Herren über uns und unser Vieh und tun mit uns, was ihnen gefällt. Darum sind wir in so tiefer Not!«
1Am vierundzwanzigsten Tage dieses Monats kamen die Israeliten zu einem Fasten zusammen, in Säcke gehüllt und mit Erde auf ihren Häuptern.2Und es sonderten sich die Nachkommen Israels ab von allen Fremden und traten hin und bekannten ihre Sünden und die Missetaten ihrer Väter.3Und sie standen auf an ihrem Platz, und man las vor aus dem Buch des Gesetzes des HERRN, ihres Gottes, drei Stunden lang[1], und drei Stunden bekannten sie und beteten an den HERRN, ihren Gott.4Und auf dem erhöhten Platz für die Leviten standen auf Jeschua, Bani, Kadmiël, Schebanja, Bunni, Scherebja, Bani und Kenani und schrien laut zu dem HERRN, ihrem Gott.5Und die Leviten Jeschua, Kadmiël, Bani, Haschabneja, Scherebja, Hodija, Schebanja, Petachja sprachen: Steht auf! Lobet den HERRN, euren Gott, von Ewigkeit zu Ewigkeit! Und man lobe seinen herrlichen Namen, der erhaben ist über allen Preis und Ruhm!6HERR, du bist’s allein, du hast gemacht den Himmel und aller Himmel Himmel mit ihrem ganzen Heer, die Erde und alles, was darauf ist, die Meere und alles, was darinnen ist; du machst alles lebendig, und das himmlische Heer betet dich an.7HERR, du bist Gott, der du Abram erwählt hast und ihn aus Ur in Chaldäa geführt und Abraham genannt hast (پيدايش 11:31; پيدايش 17:5)8und hast sein Herz treu erfunden vor dir und einen Bund mit ihm geschlossen, seinen Nachkommen zu geben das Land der Kanaaniter, Hetiter, Amoriter, Perisiter, Jebusiter und Girgaschiter, und hast dein Wort gehalten; denn du bist gerecht. (پيدايش 15:18)9Und du hast das Elend unserer Väter in Ägypten angesehen und ihr Schreien am Schilfmeer erhört (خروج 3:7)10und Zeichen und Wunder getan am Pharao und allen seinen Großen und an allem Volk seines Landes, denn du erkanntest, dass sie an ihnen vermessen gehandelt hatten; so hast du dir einen Namen gemacht, wie es heute ist. (خروج 18:11)11Und du hast das Meer vor ihnen zerteilt, sodass sie mitten durchs Meer trocken hindurchgingen, und hast ihre Verfolger in die Tiefe geworfen wie Steine in mächtige Wasser (خروج 14:21; خروج 15:5; خروج 15:10)12und hast sie geführt am Tage in einer Wolkensäule und des Nachts in einer Feuersäule, ihnen zu leuchten auf dem Wege, den sie gehen sollten. (خروج 13:21)13Und du bist herabgestiegen auf den Berg Sinai und hast mit ihnen vom Himmel her geredet und ihnen ein wahrhaftiges Recht und rechte Gesetze und gute Satzungen und Gebote gegeben (خروج 19:18; خروج 20:1)14und hast deinen heiligen Sabbat ihnen kundgetan und Gebote, Satzungen und Gesetz ihnen geboten durch deinen Knecht Mose15und hast ihnen Brot vom Himmel gegeben, als sie hungerte, und Wasser aus dem Felsen fließen lassen, als sie dürstete, und ihnen geboten, sie sollten hingehen und das Land einnehmen, über das du deine Hand zum Schwur erhobst, es ihnen zu geben. (خروج 16:4; خروج 16:14; خروج 17:6)16Aber unsere Väter wurden stolz und halsstarrig, sodass sie deinen Geboten nicht gehorchten, (خروج 32:1; خروج 32:9)17und weigerten sich zu hören und gedachten auch nicht an deine Wunder, die du an ihnen tatest, sondern sie wurden halsstarrig und setzten sich in den Kopf, zu ihrer Knechtschaft in Ägypten zurückzukehren. Aber du bist ein Gott, der vergibt, gnädig, barmherzig, geduldig und von großer Güte und verließest sie nicht. (خروج 34:6; اعداد 14:4)18Und obwohl sie ein gegossenes Kalb machten und sprachen: »Das ist dein Gott, der dich aus Ägyptenland geführt hat«, und große Lästerungen taten, (خروج 32:4)19verließest du sie nicht in der Wüste nach deiner großen Barmherzigkeit, und die Wolkensäule wich nicht von ihnen am Tage, um sie auf dem Wege zu führen, noch die Feuersäule des Nachts, um ihnen zu leuchten auf dem Wege, den sie zogen.20Und du gabst ihnen deinen guten Geist, sie zu unterweisen, und dein Manna versagtest du nicht ihrem Munde und gabst ihnen Wasser, als sie dürstete. (خروج 16:35; خروج 17:6; اعداد 11:17; اعداد 11:25; مزامير 78:15; مزامير 78:23)21Vierzig Jahre versorgtest du sie in der Wüste, sodass ihnen nichts mangelte. Ihre Kleider zerfielen nicht, und ihre Füße schwollen nicht an. (تثنيه 8:4)22Und du gabst ihnen Königreiche und Völker und teiltest sie ihnen zu als Gebiet am Rand, und sie nahmen ein das Land Sihons, des Königs von Heschbon, und das Land Ogs, des Königs von Baschan. (اعداد 21:23)23Und du mehrtest ihre Kinder wie die Sterne am Himmel und brachtest sie ins Land, das du ihren Vätern zugesagt hattest, dass sie dort einziehen und es einnehmen sollten. (پيدايش 15:5; پيدايش 22:17)24Und die Kinder zogen hinein und nahmen das Land ein. Und du demütigtest vor ihnen die Bewohner des Landes, die Kanaaniter, und gabst sie in ihre Hand, ihre Könige und die Völker im Lande, dass sie mit ihnen täten nach ihrem Willen. (يوشع 12:1)25Und sie eroberten feste Städte und ein fettes Land und nahmen Häuser voller Güter in Besitz, ausgehauene Brunnen, Weinberge, Ölbäume und Obstbäume in Menge, und sie aßen und wurden satt und fett und lebten in Wonne durch deine große Güte. (تثنيه 6:10; تثنيه 32:15)26Aber sie wurden ungehorsam und widerstrebten dir und warfen dein Gesetz hinter sich und töteten deine Propheten, die sie vermahnten und zu dir zurückführen wollten, und taten große Lästerungen. (1پادشاهان 19:10; 1پادشاهان 19:14)27Darum gabst du sie in die Hand ihrer Feinde, die sie ängsteten. Und zur Zeit ihrer Angst schrien sie zu dir, und du erhörtest sie vom Himmel, und durch deine große Barmherzigkeit gabst du ihnen Retter, die ihnen halfen aus der Hand ihrer Feinde. (داوران 2:14; داوران 3:9; داوران 3:15)28Wenn sie aber zur Ruhe kamen, taten sie wieder übel vor dir. Da gabst du sie dahin in ihrer Feinde Hand, dass sie über sie herrschten. So schrien sie dann wieder zu dir, und du erhörtest sie vom Himmel und errettetest sie nach deiner großen Barmherzigkeit viele Male.29Und du vermahntest sie, um sie zu deinem Gesetz zurückzuführen. Aber sie waren stolz und gehorchten deinen Geboten nicht und sündigten an deinen Rechten, durch die der Mensch lebt, der sie tut, und kehrten dir den Rücken zu und wurden halsstarrig und gehorchten nicht. (لاويان 18:5; زكريا 7:11)30Und du hattest viele Jahre Geduld mit ihnen und vermahntest sie durch deinen Geist durch deine Propheten, aber sie nahmen’s nicht zu Ohren. Darum hast du sie gegeben in die Hand der Völker in den Ländern. (اِرميا 7:25; اِرميا 44:4)31Aber nach deiner großen Barmherzigkeit hast du mit ihnen nicht ein Ende gemacht noch sie verlassen; denn du bist ein gnädiger und barmherziger Gott. (خروج 34:6; مراثی 3:22)32Nun, unser Gott, du großer Gott, mächtig und schrecklich, der du Bund und Treue hältst, achte nicht gering all das Elend, das uns getroffen hat, unsere Könige, Fürsten, Priester, Propheten, Väter und dein ganzes Volk seit der Zeit der Könige von Assur bis auf diesen Tag. (تثنيه 7:9; تثنيه 7:12; 1پادشاهان 8:23; نحميا 1:5)33Du bist gerecht in allem, was du über uns gebracht hast; denn du hast recht getan, wir aber sind gottlos gewesen. (دانيال 9:5; دانيال 9:7)34Und unsere Könige, Fürsten, Priester und Väter haben nicht nach deinem Gesetz getan und nicht achtgehabt auf deine Gebote und Zeugnisse, mit denen du sie vermahnt hast.35Und sie haben dir nicht gedient in ihrem Königreich und bei deinen reichen Gütern, die du ihnen gabst, und in dem weiten und fetten Lande, das du ihnen gegeben hast, und haben sich nicht bekehrt von ihrem bösen Tun.36Siehe, wir sind heute Knechte; und in dem Lande, das du unsern Vätern gegeben hast, seine Früchte und Güter zu genießen, siehe, in ihm sind wir Knechte.37Und seinen reichen Ertrag bringt es den Königen, die du über uns gesetzt hast um unserer Sünden willen; und sie herrschen über unsere Leiber und unser Vieh nach ihrem Willen, und wir sind in großer Not.