کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر
(339 Treffer)
1Mo 20,7
اكنون اين زن را به شوهرش بازگردان. او يک نبی است و برای تو دعا خواهد كرد و تو زنده خواهی ماند. ولی اگر زن او را بازنگردانی، تو و اهل خانهات خواهيد مُرد.»
1Mo 20,17
آنگاه ابراهيم نزد خدا دعا كرد و خدا پادشاه و همسر و كنيزان او را شفا بخشيد تا بتوانند صاحب اولاد شوند؛
1Mo 24,12
او چنين دعا كرد: «ای خداوند، خدای سَروَر من ابراهيم، التماس میكنم نسبت به سرورم لطف فرموده، مرا ياری دهی تا خواستهٔ او را برآورم.
1Mo 24,42
«امروز كه به سر چاه رسيدم چنين دعا كردم: ای خداوند، خدای سَروَرم ابراهيم، التماس میكنم مرا در اين سفر كامياب سازی.
1Mo 25,21
ربكا نازا بود و اسحاق برای او نزد خداوند دعا میكرد. سرانجام خداوند دعای او را اجابت فرمود و ربكا حامله شد.
1Mo 32,9
سپس يعقوب چنين دعا كرد: «ای خدای جدم ابراهيم و خدای پدرم اسحاق، ای خداوندی كه به من گفتی به وطن خود نزد خويشاوندانم برگردم و قول دادی كه مرا بركت دهی،
2Mo 8,9
موسی در جواب فرعون گفت: «زمانی را معين كن تا برای تو و درباريان و قومت دعا كنم و تمام قورباغهها بهجز آنهايی كه در رود نيل هستند نابود شوند.»
2Mo 8,28
فرعون گفت: «من به شما اجازه میدهم تا به صحرا برويد و برای خداوند، خدای خود قربانی تقديم كنيد؛ ولی زياد دور نشويد. حال، برای من دعا كنيد.»
2Mo 8,29
موسی گفت: «وقتی از اينجا خارج شوم، نزد خداوند دعا خواهم كرد و فردا اين بلا از تو و درباريان و مردم مصر دور خواهد شد. اما مواظب باش بار ديگر ما را فريب ندهی، بلكه بگذاری قوم من برود و برای خداوند قربانی تقديم كند.»
2Mo 8,30
پس موسی از حضور فرعون بيرون رفت و نزد خداوند دعا كرد.
2Mo 12,32
گلهها و رمههای خود را هم ببريد. ولی پيش از اينكه برويد برای من دعا كنيد.»
2Mo 14,15
آنگاه خداوند به موسی فرمود: «ديگر دعا و التماس بس است. نزد قوم اسرائيل برو و بگو كه حركت كنند و پيش بروند.
2Mo 15,25
موسی نزد خداوند دعا كرد و خداوند درختی به او نشان داد و فرمود: «اين درخت را در آب ماره بينداز تا آب آن شيرين شود.» موسی چنين كرد و آب، شيرين شد. در ماره، خداوند دستوراتی به قوم اسرائيل داد تا اطاعت آنها را بيازمايد.
2Mo 23,13
«از آنچه كه به شما گفتهام اطاعت كنيد. نزد خدايان غير دعا نكنيد و حتی اسم آنها را بر زبان نياوريد.
2Mo 32,31
پس موسی به حضور خداوند بازگشت و چنين دعا كرد: «آه ای خداوند، اين قوم مرتكب گناه بزرگی شده، برای خود بتی از طلا ساختند.
4Mo 11,2
ايشان فرياد سر داده، از موسی كمک خواستند و چون موسی برای آنان دعا كرد، آتش متوقف شد.
4Mo 12,13
پس موسی نزد خداوند دعا كرده، گفت: «ای خدا، به تو التماس میكنم او را شفا دهی.»
4Mo 21,7
آنگاه قوم اسرائيل پيش موسی آمده، فرياد برآوردند: «ما گناه كردهايم، چون بر ضد خداوند و بر ضد تو سخن گفتهايم. از خداوند درخواست كن تا اين مارها را از ما دور كند.» موسی برای قوم دعا كرد.
5Mo 9,20
هارون نيز در خطر بزرگی بود چون خداوند بر او غضبناک شده، میخواست او را بكشد، ولی من دعا كردم و خداوند او را بخشيد.
Jos 7,7
يوشع چنين دعا كرد: «آه ای خداوند، چرا ما را به اين سوی رود اردن آوردی تا به دست اين اموریها كشته شويم؟ ای كاش راضی شده بوديم كه همان طرف رودخانه بمانيم.
Jos 10,12
در حالی که سربازان اسرائيلی دشمن را تعقيب میكردند و آنها را عاجز ساخته بودند، يوشع نزد خدا دعا كرد و در حضور بنیاسرائيل گفت: «ای آفتاب بر بالای جبعون، و ای ماه بر فراز درهٔ اَيَلون از حركت باز بايستيد.»
Ri 13,8
آنگاه مانوح چنين دعا كرد: «ای خداوند، خواهش میكنم تو آن مرد خدا را دوباره نزد ما بفرستی تا او به ما ياد دهد با فرزندی كه به ما میبخشی چه كنيم.»
Ri 15,18
سامسون بسيار تشنه شد. پس نزد خداوند دعا كرده، گفت: «امروز اين پيروزی عظيم را به بندهات دادی؛ ولی اكنون از تشنگی میميرم و به دست اين بتپرستان گرفتار میشوم.»
Ri 15,19
پس خداوند از داخل گودالی كه در آنجا بود آب بر زمين جاری ساخت. سامسون از آن آب نوشيد و روحش تازه گشت. سپس آن چشمه را عينحقوری (يعنی«چشمهٔ مردی كه دعا كرد») ناميد. اين چشمه تا به امروز در آنجا باقيست.
Ri 16,28
سامسون نزد خداوند دعا كرده، چنين گفت: «ای خداوند، خدای من، التماس میكنم مرا به یاد آور و يک بار ديگر نيرويم را به من بازگردان، تا انتقام چشمانم را از اين فلسطینیها بگيرم.»
1Sam 1,9
وقتی آنها در شيلوه بودند، روزی پس از صرف غذا، حنا برخاست و به خيمهٔ عبادت رفت و با غمی جانكاه به حضور خداوند دعا كرد و به تلخی گريست. (در اين موقع، عيلی كاهن كنار در ورودی خيمهٔ عبادت در جای هميشگی خود نشسته بود.)
1Sam 1,12
حنا مدت طولانی به دعا ادامه داد. او در دل خود دعا میكرد و صدايش را كسی نمیشنيد. وقتی عيلی ديد حنا لبهايش تكان میخورد ولی صدايش شنيده نمیشود، گمان برد مست است.
1Sam 1,15
حنا در جواب گفت: «نه ای سرورم، من مست نيستم بلكه زنی دل شكستهام. من دعا میكردم و غم خود را با خداوند در ميان میگذاشتم. گمان نكن كه من زنی ميگسار هستم.»
1Sam 1,26
حنا از عيلی پرسيد: «ای سرورم، آيا مرا به خاطر داری؟ من همان زنی هستم كه در اينجا ايستاده، به حضور خداوند دعا كردم
1Sam 2,1دعای حنا
حنا اينطور دعا كرد: «خداوند قلب مرا از شادی لبريز ساخته است، او به من قدرت بخشيده و مرا تقويت نموده است. بر دشمنانم میخندم و خوشحالم، چون خداوند مرا ياری كرده است!
1Sam 2,20
پيش از مراجعت، عيلی كاهن، پدر و مادر سموئيل را بركت میداد و برای ايشان دعا میكرد كه خداوند فرزندان ديگر نيز به آنها بدهد تا جای سموئيل را كه در خدمت خداوند بود، بگيرند.
1Sam 7,5
سپس، سموئيل به ايشان گفت: «همهٔ شما به مصفه بياييد و من برای شما در حضور خداوند دعا خواهم كرد.»
1Sam 7,8
آنها از سموئيل خواهش نموده، گفتند: «از دعا كردن به درگاه خداوند دست نكش تا او ما را از دست فلسطينیها نجات دهد.»
1Sam 12,17
مگر نه اينكه در اين فصل كه گندم را درو میكنند از باران خبری نيست؟ ولی من دعا میكنم خداوند رعد و برق ايجاد كند و باران بباراند تا بدانيد كه كار خوبی نكرديد كه پادشاه خواستيد چون با اين كار، گناه بزرگی نسبت به خدا مرتكب شديد.»
1Sam 12,18
سپس، سموئيل در حضور خداوند دعا كرد و خداوند رعد و برق و باران فرستاد و مردم از خداوند و از سموئيل بسيار ترسيدند.
1Sam 12,19
آنها به سموئيل گفتند: «در حضور خداوند، خدای خود برای ما دعا كن تا نميريم؛ زيرا با خواستن پادشاه بار گناهان خود را سنگينتر كرديم.»
1Sam 12,23
و اما من، محال است كه از دعا كردن برای شما دست بكشم، و چنين گناهی نسبت به خداوند مرتكب شوم. من هر چه را كه راست و نيكوست به شما تعليم میدهم.
1Sam 14,37
پس شائول در حضور خدا دعا كرده، پرسيد: «خداوندا، آيا صلاح هست كه ما به تعقيب فلسطينیها برويم؟ آيا آنها را به دست ما خواهی داد؟» ولی آن روز خدا جواب نداد.
1Sam 20,13
اگر او عصبانی باشد و قصد كشتن تو را داشته باشد، من به تو خبر میدهم تا فرار كنی. اگر اين كار را نكنم، خداوند خودش مرا بكشد. دعا میكنم كه هر جا میروی، خداوند با تو باشد، همانطور كه با پدرم بود.
1Sam 22,9
آنگاه دوآغ ادومی كه در كنار افراد شائول ايستاده بود چنين گفت: «وقتی من در نوب بودم، داوود را ديدم كه با اخيملک كاهن صحبت میكرد. اخيملک دعا كرد تا خواست خداوند را برای داوود بداند. بعد به او خوراک داد و نيز شمشير جليات فلسطينی را در اختيارش گذاشت.»
2Sam 7,18دعای داوود
آنگاه داوود به خيمهٔ عبادت رفت. او در آنجا نشست و در حضور خداوند چنين دعا كرد: «ای خداوند، من كيستم و خاندان من چيست كه مرا به اين مقام رساندهای؟
2Sam 15,31
وقتی به داوود خبر دادند كه اخيتوفل نيز طرفدار ابشالوم شده است، او چنين دعا كرد: «ای خداوند، خواهش میكنم كاری كن اخيتوفل پيشنهاد احمقانه به ابشالوم بدهد!»
2Sam 21,1انتقام جبعونیها از خاندان شائول
در دوران سلطنت داوود، قحطی شد و اين قحطی سه سال طول كشيد. داوود به درگاه خداوند دعا كرد و خداوند فرمود: «اين قحطی به سبب خطای شائول و خاندان اوست، زيرا آنها جبعونیها را كشتند.»
1Kön 8,12
آنگاه سليمان پادشاه اينطور دعا كرد: «خداوندا، تو فرمودهای كه در ابر غليظ و تاريک ساكن میشوی؛ ولی من برای تو خانهای ساختهام تا هميشه در آن منزل گزينی!»
1Kön 8,29
چشمان تو شبانه روز بر اين خانه باشد كه برای خود انتخاب كردهای. هر وقت در اين مكان دعا میكنم، دعای مرا بشنو و اجابت فرما.
1Kön 8,30
نه تنها من، بلكه هر وقت قوم تو اسرائيل نيز در اينجا دعا میكنند، تو دعای آنها را اجابت فرما و از آسمان كه محل سكونت تو است، استغاثهٔ ايشان را بشنو و گناهانشان را ببخش.
1Kön 8,33
«وقتی قوم تو اسرائيل گناه ورزند و مغلوب دشمن شوند، ولی بعد به سوی تو روی آورند و اعتراف نمايند و در اين خانه به درگاه تو دعا كنند، آنگاه از آسمان ايشان را اجابت فرما و گناه قوم خود را بيامرز و بار ديگر آنان را به اين سرزمين كه به اجداد ايشان بخشيدهای، بازگردان.
1Kön 8,35
«اگر قوم تو گناه كنند و دريچهٔ آسمان به سبب گناهشان بسته شود و ديگر باران نبارد، آنگاه كه آنها از گناهشان بازگشت نموده، اعتراف نمايند و در اين خانه به درگاه تو دعا كنند،
1Kön 8,38
و قوم تو، هر يک دستهای خود را به سوی اين خانه دراز كرده، دعا كنند، آنگاه تو نالههای ايشان را
1Kön 8,41
«وقتی بيگانگان از عظمت نام تو و معجزات شگفتانگيزت باخبر شوند و از سرزمينهای دور برای پرستش تو به اينجا بيايند و در اين خانه دعا كنند
1Kön 8,44
«اگر قومت به فرمان تو به جنگ دشمن بروند و از ميدان جنگ به سوی اين شهر برگزيدهٔ تو و اين خانهای كه به اسم تو ساختهام نزد تو دعا كنند،
1Kön 8,47
سپس در آن كشور بيگانه به خود آيند و توبه كرده، به تو پناه آورند و دعا نموده، بگويند: خداوندا، ما به راه خطا رفتهايم و مرتكب گناه شدهايم!
1Kön 8,48
و از گناهان خود دست بكشند و به طرف اين سرزمين كه به اجداد ايشان بخشيدی و اين شهر برگزيدهات و اين خانهای كه به اسم تو ساختهام دعا كنند،
1Kön 8,59
خداوند، خدای ما تمام كلمات اين دعا را شب و روز در نظر داشته باشد و برحسب نياز روزانه، مرا و قوم بنیاسرائيل را ياری دهد،
1Kön 8,66
روز بعد سليمان مردم را مرخص كرد و آنها به خاطر تمام بركاتی كه خداوند به خدمتگزار خود داوود و قوم خويش اسرائيل عطا كرده بود با خوشحالی به شهرهای خود بازگشتند و برای سلامتی پادشاه دعا كردند.
1Kön 13,6
يربعام پادشاه به آن نبی گفت: «تمنا دارم دعا كنی و از خداوند، خدای خود بخواهی دست مرا به حالت اول برگرداند.» پس او نزد خداوند دعا كرد و دست پادشاه به حالت اول برگشت.
1Kön 17,20
سپس با صدای بلند چنين دعا كرد: «ای خداوند، خدای من، چرا اين بلا را بر سر اين بيوهزن آوردی؟ چرا پسر او را كه مرا در خانهاش پناه داده است، كشتی؟»
1Kön 17,21
سپس ايليا سه بار روی جنازهٔ پسر دراز كشيد و دعا كرد: «ای خداوند، خدای من، از تو تمنا میكنم كه اين پسر را زنده كنی!»
1Kön 18,24
آنگاه انبيای بعل نزد خدای خود دعا كنند و من نيز نزد خداوند دعا میكنم. آن خدايی كه هيزم قربانگاه خود را شعلهور سازد، او خدای حقيقی است!» تمام قوم اسرائيل اين پيشنهاد را پذيرفتند.
1Kön 18,25
بعد ايليا به انبيای بعل گفت: «شما اول شروع كنيد، چون تعدادتان بيشتر است. يكی از گاوها را آماده كنيد و روی قربانگاه بگذاريد ولی هيزم را آتش نزنيد. فقط نزد خدای خود دعا كنيد.»
1Kön 18,36
هنگام عصر كه وقت قربانی كردن بود، ايليا كنار قربانگاه ايستاد و اينطور دعا كرد: «ای خداوند، خدای ابراهيم و اسحاق و يعقوب، امروز آشكار كن كه تو خدای اسرائيل هستی و من خدمتگزار تو میباشم. ثابت كن كه همهٔ اين كارها را من به فرمان تو انجام دادهام.
2Kön 4,33
به تنهايی داخل اتاق شد و در را از پشت بست و نزد خداوند دعا كرد.
2Kön 6,17
آنگاه اليشع چنين دعا كرد: «ای خداوند، چشمان او را باز كن تا ببيند!» خداوند چشمان خدمتكار اليشع را باز كرد و او ديد كوههای اطراف پر از اسبان و عرابههای آتشين است.
2Kön 6,18
وقتی نيروهای سوری به طرف آنها آمدند، اليشع دعا كرد: «ای خداوند، خواهش میكنم چشمان ايشان را كور كن.» و خداوند چشمان آنها را كور كرد.
2Kön 6,20
به محض رسيدن به سامره اليشع دعا كرد: «خداوندا، چشمان آنها را باز كن تا ببينند.» خداوند چشمان آنها را باز كرد و آنها ديدند كه در سامره، پايتخت اسرائيل هستند.
2Kön 13,4
ولی يهواخاز نزد خداوند دعا كرده، كمک طلبيد و خداوند دعای او را مستجاب فرمود، زيرا ديد كه پادشاه سوريه اسرائيل را به ستوه آورده است.
2Kön 19,1پادشاه از اشعيا كمک میخواهد
وقتی حزقيای پادشاه اين خبر را شنيد، لباس خود را پاره كرده، پلاس پوشيد و به خانهٔ خداوند رفت تا دعا كند.
2Kön 19,4
خداوند، خدای تو سخنان اهانتآميز اين سردار آشور را كه به خدای زنده اهانت كرده است، بشنود و او را مجازات نمايد. برای بازماندگان قوم ما دعا كن.»
2Kön 19,15
بعد چنين دعا كرد: «ای خداوند، خدای اسرائيل كه بر تخت خود كه بر فراز فرشتگان قرار دارد، نشستهای. تو تنها خدای تمام ممالک جهان هستی. تو آسمان و زمين را آفريدهای.
2Kön 20,2
حزقيا صورت خود را به طرف ديوار برگردانيد و به پيشگاه خداوند دعا كرده، گفت:
1Chr 4,10
اما يعبيص نزد خدای اسرائيل اينطور دعا كرد: «ای خدا مرا بركت ده و سرزمين مرا وسيع گردان. با من باش و مرا از مصیبتها دور نگه دار تا رنج نكشم.» و خدا دعای او را اجابت فرمود.
1Chr 5,20
ايشان دعا كردند و از خدا كمک خواستند و خدا هم به دادشان رسيد، زيرا كه بر او توكل داشتند. پس حاجريان و متحدان آنان شكست خوردند.
1Chr 17,16دعای داوود
آنگاه داوود به خيمهٔ عبادت رفت و در آنجا نشسته، در حضور خداوند چنين دعا كرد: «ای خداوند، من كيستم و خاندان من چيست كه مرا به اين مقام رساندهای؟
1Chr 21,26
و در آنجا برای خداوند يک قربانگاه ساخت و روی آن قربانیهای سوختنی و سلامتی تقديم كرد. سپس نزد خداوند دعا كرد و خداوند هم با فرستادن آتش از آسمان و سوزانيدن قربانیهای روی قربانگاه، او را مستجاب فرمود.
1Chr 21,30
ولی داوود نمیتوانست برای دعا به آنجا برود، زيرا از شمشير فرشتهٔ خداوند میترسيد.
2Chr 6,1سليمان برای قوم سخنرانی میكند
آنگاه سليمان پادشاه اينطور دعا كرد: «خداوندا، تو فرمودهای كه در ابر غليظ و تاريک ساكن میشوی. ولی من برای تو خانهای ساختهام تا هميشه در آن منزل كنی!»
2Chr 6,12دعای سليمان
آنگاه سليمان در حضور جماعت اسرائيل، روبروی قربانگاه خداوند، روی سكوی وسط حياط بيرونی ايستاد. اين سكوی چهارگوش از مفرغ ساخته شده و طول هر ضلع آن پنج ذراع و بلنديش سه ذراع بود. سپس سليمان زانو زده، دستهای خود را به طرف آسمان بلند نمود و اينطور دعا كرد:
2Chr 6,20
چشمان تو شبانه روز بر اين خانه باشد كه برای خود انتخاب كردهای. هر وقت در اين مكان دعا میكنم، دعای مرا بشنو و اجابت فرما.
2Chr 6,21
نه تنها من، بلكه هر وقت قوم تو اسرائيل نيز در اينجا دعا كنند، تو دعای آنها را اجابت فرما و از آسمان كه محل سكونت توست، استغاثهٔ ايشان را بشنو و گناهانشان را ببخش.
2Chr 6,24
«وقتی قوم تو اسرائيل گناه ورزند و در نتيجه مغلوب دشمن شوند ولی بعد به سوی تو روی آورند و اعتراف نمايند و در اين خانه به حضور تو دعا كنند،
2Chr 6,26
«وقتی قوم تو گناه كنند و آسمان به خاطر گناهشان بسته شود و ديگر باران نبارد ولی بعد آنها از گناهشان بازگشت نموده، اعتراف نمايند و به سوی اين خانه دعا كنند،
2Chr 6,29
و قوم تو، هر يک دستهای خود را به سوی اين خانه دراز كرده، دعا كنند، آنگاه تو نالههای ايشان را
2Chr 6,32
«وقتی بيگانگان از عظمت نام تو و معجزات شگفتانگيز تو باخبر شوند و از سرزمينهای دور به اينجا بيايند و رو به اين خانه دعا كنند،
2Chr 6,34
«اگر قوم تو به فرمان تو به جنگ دشمن بروند، و از ميدان جنگ به سوی اين شهر برگزيدهٔ تو و اين خانهای كه من به اسم تو ساختهام به درگاه تو دعا كنند،
2Chr 6,37
هرگاه در آن كشور بيگانه به خود آيند و توبه كرده، به تو پناه آورند و دعا نموده، بگويند: ”خداوندا ما به راه خطا رفتهايم و مرتكب گناه شدهايم.“
2Chr 6,38
اگر آنان واقعاً از گناهان خود دست بكشند و به طرف اين سرزمين كه به اجداد ايشان بخشيدی و اين شهر برگزيدهٔ تو و اين خانهای كه به اسم تو ساختهام، دعا كنند؛
2Chr 7,14
اگر قوم من كه به اسم من خوانده میشوند فروتن شده، دعا كنند و مرا بطلبند و از راههای بد خويش بازگشت نمايند، آنگاه ايشان را از آسمان اجابت نموده، گناهانشان را میبخشم و سلامتی را به سرزمين آنها باز میگردانم.
2Chr 13,14
قشون يهودا وقتی ديدند دشمن از پس و پيش آنها را محاصره كرده است، به سوی خداوند دعا كردند و كاهنان شيپورها را نواختند.
2Chr 14,11
آسا به حضور خداوند، خدای خود چنين دعا كرد: «خداوندا فقط تو هستی كه از ضعفا در مقابل زورمندان حمايت میكنی. ای خداوند، خدای ما، ما را ياری كن، زيرا چشم اميدمان فقط به توست و به نام تو به قلب اين لشكر عظيم حمله میكنيم. ای خداوند، تو خدای ما هستی، نگذار انسان بر تو غالب آيد!»
2Chr 20,4
مردم از سراسر يهودا به اورشليم آمدند تا دعا كرده، از خداوند كمک بخواهند.
2Chr 20,5
وقتی همه در حياط تازهٔ خانهٔ خداوند جمع شدند، يهوشافاط در ميان آنها ايستاد و چنين دعا كرد:
2Chr 20,9
تا در چنين مواقعی كه بلای جنگ و مرض و قحطی دامنگير آنان میشود، در اين خانه در حضورت بايستند (زيرا كه تو در اينجا حضور داری)، و برای نجات خود به درگاه تو دعا كنند و تو دعای ايشان را اجابت فرموده، آنان را نجات دهی.
2Chr 30,17
عدهٔ زيادی از قوم كه از سرزمینهای افرايم، منسی، يساكار و زبولون آمده بودند مراسم طهارت و تقديس را بجا نياورده بودند و نمیتوانستند برههای خود را ذبح كنند، پس لاويان مأمور شدند اين كار را برای ايشان انجام دهند. حزقيای پادشاه نيز برای ايشان دعا كرد تا بتوانند خوراک عيد پسح را بخورند، هر چند اين برخلاف شريعت بود. حزقيا چنين دعا كرد: «ای خداوند مهربان، خدای اجداد ما، هر كسی را كه قصد دارد تو را پيروی نمايد ولی شرعاً خود را برای شركت در اين مراسم تقديس نكرده است، بيامرز.»
2Chr 32,20
سپس حزقيای پادشاه و اشعيای نبی (پسر آموص) دعا كردند و از خدا كمک طلبيدند.
2Chr 32,24بيماری و غرور حزقيا
، ؛ ، در آن روزها حزقيا بيمار شد و نزديک بود بميرد. او به درگاه خداوند دعا كرد و خداوند به او نشان داد كه شفا خواهد يافت.
Esr 6,9
هر روز، طبق درخواست كاهنانی كه در اورشليم هستند به ايشان گندم، شراب، نمک، روغن زيتون و نيز گاو و قوچ و بره بدهيد تا قربانیهایی كه مورد پسند خدای آسمانی است، تقديم نمايند و برای سلامتی پادشاه و پسرانش دعا كنند.
Esr 7,27
سپس عزرا اينطور دعا كرد: «سپاس بر خداوند، خدای اجداد ما كه اين اشتياق را در دل پادشاه گذاشت تا خانهٔ خداوند را كه در اورشليم است زينت دهد.
Esr 10,1جدايی از زنان غيريهودی
همانطور كه عزرا در مقابل خانهٔ خدا روی بر زمين نهاده بود و گريهكنان دعا و اعتراف میكرد، عده زيادی از مردان و زنان و اطفال اسرائيلی نيز دورش جمع شدند و با او گريه كردند.
Neh 1,4
وقتی اين خبر را شنيدم، نشستم و گريه كردم. از شدت ناراحتی چند روز لب به غذا نزدم، و در تمام اين مدت در حضور خدای آسمانها مشغول دعا بودم.
Neh 1,5
در دعا گفتم: «ای خداوند، خدای آسمانها! تو عظيم و مهيب هستی. تو در انجام وعدههای خود نسبت به كسانی كه تو را دوست میدارند و دستورات تو را اطاعت میكنند، امين هستی.