کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر | Lutherbibel 2017 | Jeremia 50

Jeremia 50 | کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

كلام خداوند درباره بابل

1 اينست سخنانی كه خداوند عليه بابل و مردم آن به من فرمود: 2 «به همه قومها اعلام كنيد و بگوييد كه بابل ويران خواهد شد! بت مردوک و ساير بتهای بابل سرافكنده و رسوا خواهند شد! 3 زيرا قومی از سوی شمال بر بابل هجوم خواهد آورد و آن را ويران خواهد كرد، و ديگر كسی در آن ساكن نخواهد شد بلكه همه، چه انسان و چه حيوان، از آنجا خواهند گريخت. 4 «در آن زمان، مردم اسرائيل و يهودا، هر دو گريهكنان خواهند آمد و خداوند، خدای خود را خواهند طلبيد. 5 آنها راه اورشليم را جويا خواهند شد تا به آنجا بازگردند. ايشان با تمام قلب به سوی من باز خواهند گشت و با من عهدی ابدی خواهند بست و آن را هرگز نخواهند شكست. 6 «قوم من مانند گوسفندان گمشده میباشند؛ چوپانانشان ايشان را گمراه كرده و در ميان کوهها آواره نمودهاند. گوسفندان نيز راه خود را گم كردهاند و نمیدانند چگونه به آغل بازگردند. 7 دشمنانی كه به ايشان برمیخورند، ايشان را میدرند و میگويند: ”ما اجازه داريم كه با ايشان اين گونه رفتار كنيم، چون بر ضد خداوند، خدای عادل كه اميد اجدادشان بود، گناه كردهاند.“ 8 «ولی حال ای قوم من، از بابل فرار كنيد! از آنجا بيرون بياييد تا بقيه هم به دنبالتان بيايند. 9 زيرا من لشكر بزرگی از قومهای نيرومند شمال را برخواهم انگيخت تا بر بابل هجوم آورند و نابودش كنند؛ تيرهای آنها همگی به هدف خواهند خورد و خطا نخواهند رفت! 10 بابل را غارت خواهند كرد و غنيمت فراوان نصيب غارتكنندگان خواهد شد. 11 «ای مردم بابل، ای غارتكنندگان قوم من، شما شاديد و همچون گاوهای پروار در چراگاههای سبز و خرم میچريد و مانند اسبهای نر شيهه میزنيد و سرمستيد! 12 ولی بدانيد كه شهر پرآوازهٔ شما نيز تحقير و رسوا خواهد شد. بابل سرزمينی خواهد شد بیاهميت، با بيابانهای خشک و سوزان. 13 در اثر خشم و غضب من، بابل متروک و به کلی ويران خواهد شد و هر كه از آنجا عبور كند، مبهوت و متحير خواهد گرديد. 14 «ای قومهای اطراف، برای جنگ با بابل آماده شويد! ای تيراندازان، همه تيرهايتان را به سوی او رها كنيد، چون به من گناه ورزيده است. 15 از هر سو بر او فرياد جنگ برآوريد. بنگريد! تسليم میشود! ديوارهای بابل فرو میريزد! اين انتقام من است! همان بلايی را كه بر سر ديگران آورد، بر سر او بياوريد. 16 نگذاريد برزگرها در آنجا تخم بكارند و دروكنندگان درو نمايند؛ همهٔ غريبانی كه در آنجا هستند به سرزمين خود فرار كنند، چون شمشير دشمن امان نخواهد داد. 17 «قوم اسرائيل مانند گوسفندانی هستند كه مورد حملهٔ شيران قرار گرفتهاند. اول پادشاه آشور آنها را دريد، سپس نبوكدنصر، پادشاه بابل، استخوانهای ايشان را خرد كرد. 18 از اين رو من، خداوند قادر متعال، خدای اسرائيل، پادشاه بابل و سرزمين او را مجازات خواهم كرد، همانطور كه پادشاه آشور را مجازات نمودم؛ 19 و قوم اسرائيل را به سرزمين خودشان باز خواهم گرداند تا مانند گوسفندان در چراگاههای كرمل و باشان چرا كنند و بار ديگر در کوههای افرايم و جلعاد شادی نمايند. 20 در آن زمان در اسرائيل و يهودا گناهی پيدا نخواهد شد، چون گناه بازماندگانشان را خواهم آمرزيد. 21 «ای مردان جنگی، بر ضد سرزمين مراتايم و اهالی فقود برخيزيد*! همچنانكه دستور دادهام، همه را بكشيد و از بين ببريد. 22 بگذاريد فرياد جنگ و نالهٔ نابودی از آن سرزمين برخيزد! 23 بابل، مانند چكشی تمام جهان را خرد كرد، ولی حال، آن چكش، خود شكسته و خرد شده است. بابل در ميان قومها مطرود و منزوی گرديده است! 24 ای بابل، بدون آنكه بدانی، در دامی كه برايت گذاشته بودم گرفتار شدهای، چون با من دشمنی نمودی! 25 «من اسلحهخانهٔ خود را گشوده و اسلحهٔ خشم و غضب خود را بيرون آوردهام! من با مردم بابل كار دارم! 26 از سرزمینهای دور دست به جنگ بابل بياييد! انبارهای غلهاش را خالی كنيد؛ ديوارهايش را فرو ريزيد، خانههايش را ويران سازيد؛ همه جا را با خاک يكسان كنيد؛ چيزی باقی نگذاريد! 27 سربازانش را بكشيد، همه را از دم تيغ بگذرانيد. وای برحال بابلیها! زمان نابودیشان فرا رسيده است! 28 «ولی قوم من جان به در خواهند برد. ايشان به سرزمين خود باز خواهند گشت تا خبر دهند كه من چگونه از كسانی كه خانهام را خراب كردهاند، انتقام گرفتهام. 29 «كمانداران و تيراندازان را جمع كنيد تا به بابل بيايند و شهر را محاصره كنند، طوری كه هيچكس نتواند بگريزد. همان بلايی را كه بابل بر سر ديگران آورد، بر سرش بياوريد، چون از روی تكبر، به من، خداوند مقدس اسرائيل بیاحترامی كرده است. 30 بنابراين جوانان او در كوچهها افتاده، خواهند مرد و همهٔ مردان جنگیاش كشته خواهند شد. 31 ای سرزمين مغرور، من بر ضد تو هستم، چون روز مكافاتت رسيده است. 32 ای سرزمين متكبر، تو لغزيده، فرو خواهی افتاد و هيچكس تو را بر پا نخواهد كرد. من در شهرهای بابل آتشی خواهم افروخت كه همه چيز را در اطراف خود بسوزاند.» 33 خداوند قادر متعال میفرمايد: «بر مردم اسرائيل و يهودا ظلم شده است. آنانی كه ايشان را اسير كردهاند، سخت مراقبشان هستند و نمیگذارند رهايی يابند. 34 ولی من كه نجات دهندهٔ ايشان میباشم، نيرومندم و نامم خداوند قادر متعال میباشد و از ايشان حمايت نموده، آرامش و آزادی را به ايشان باز خواهم گرداند. «اما اهالی بابل، هرگز روی آرامش را نخواهند ديد! 35 شمشير هلاكت بر ساكنان بابل و بر بزرگان و حكيمانش فرو خواهد آمد. 36 تمام حكيمان دروغينش، احمق خواهند شد! در دل مردان شجاع جنگیاش ترس و هراس خواهد افتاد! 37 اسبها و عرابههايش در جنگ از بين خواهند رفت و سربازان مزدورش مانند زنان، از ترس ضعف خواهند كرد. خزانههايش نيز همه غارت خواهند شد؛ 38 حتی ذخاير آبش نيز از بين خواهند رفت. چون تمام سرزمين از بتها پر است و مردم ديوانهوار به آنها عشق میورزند. 39 «از اين رو بابل، لانهٔ شترمرغها و شغالها و مسكن حيوانات وحشی خواهد شد. ديگر هرگز انسانی در آن زندگی نخواهد كرد و برای هميشه ويران خواهد ماند. 40 همانگونه كه شهرهای سدوم و عموره و آبادیهای اطراف آنها را از بين بردم، بابل را نيز ويران خواهم ساخت و ديگر كسی در آنجا زندگی نخواهد كرد. 41 «بنگريد! سپاهی بزرگ از طرف شمال میآيد! پادشاهان بسيار از سرزمینهای مختلف برای جنگ مهيا میشوند. 42 آنها سلاحهای خود را برداشتهاند و برای كشتار آمادهاند. ايشان سنگدلند و به كسی رحم نمیكنند! فرياد آنان مانند خروش درياست. ای بابل، ايشان سوار بر اسب، به تاخت به جنگ تو میآيند. 43 «وقتی خبر به پادشاه بابل برسد، دستهايش سست شده، زانوهايش خواهد لرزيد و همچون زنی كه درد زايمان داشته باشد، به خود خواهد پيچيد. 44 «همانگونه كه شيری از جنگلهای اردن بيرون میآيد و ناگهان به گوسفندان در حال چريدن هجوم میآورد، من نيز ناگهان بر بابلیها هجوم آورده، ايشان را از سرزمينشان بيرون خواهم راند. آنگاه شخص مورد نظر خود را تعيين خواهم نمود تا بر ايشان حكومت كند. زيرا كيست كه مثل من باشد و كيست كه بتواند از من بازخواست كند؟ كدام رهبر است كه با من مخالفت نمايد؟ 45 بنابراين، ارادهٔ من دربارهٔ بابل و مردم آن اينست كه دشمن، آنها و حتی كودكانشان را به زور ببرد، و همه چيزشان را نابود كند. 46 از صدای شكست بابل، زمين خواهد لرزيد و قومها فرياد مردم آن را خواهند شنيد.»

Persian Contemporary Bible TM Copyright © 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc. Used with permission. All rights reserved worldwide. “Biblica”, “International Bible Society” and the Biblica Logo are trademarks registered in the United States Patent and Trademark Office by Biblica, Inc. Used with permission.

Lutherbibel 2017

Der Untergang Babels

1 Dies ist das Wort, das der HERR durch den Propheten Jeremia geredet hat über Babel und das Land der Chaldäer: 2 Verkündet’s unter den Völkern und lasst’s erschallen, richtet das Banner auf! Lasst’s erschallen und verbergt es nicht und sprecht: Babel ist genommen, Bel ist zuschanden, Merodach* ist zerschmettert; ihre Götzen sind zuschanden, ihre Götterbilder sind zerschmettert! 3 Denn es zieht von Norden ein Volk heran gegen sie, das wird ihr Land zur Wüste machen, dass niemand darin wohnen wird, weder Mensch noch Vieh; sie fliehen und laufen davon.

Die Israeliten kehren heim

4 In jenen Tagen und zur selben Zeit, spricht der HERR, werden kommen die Leute von Israel samt den Leuten von Juda und weinend einherziehen und den HERRN, ihren Gott, suchen. 5 Sie werden fragen nach dem Wege nach Zion und sich dorthin kehren: »Kommt, wir wollen uns dem HERRN zuwenden zu einem ewigen Bunde, der nimmermehr vergessen werden soll!« 6 Denn mein Volk war eine verlorne Herde. Ihre Hirten haben sie verführt und auf den Bergen in die Irre gehen lassen, dass sie über Berge und Hügel gegangen sind und ihren Ruheplatz vergaßen. 7 Es fraßen sie alle, die sie antrafen, und ihre Feinde sprachen: Wir tun nicht unrecht! Denn sie haben sich versündigt an dem HERRN, der rechten Weide, und an dem HERRN, der ihrer Väter Hoffnung war.

Der Kampf der Völker gegen Babel

8 Flieht aus Babel und zieht aus der Chaldäer Lande und macht’s wie die Böcke vor der Herde! 9 Denn siehe, ich will Völker in großen Scharen erwecken und aus dem Lande des Nordens gegen Babel heranführen; die sollen sich gegen die Stadt rüsten und sie auch einnehmen. Ihre Pfeile sind wie die eines guten Kriegers, der nicht ohne Beute zurückkehrt. 10 Und das Chaldäerland soll ein Raub werden; alle, die es berauben, sollen satt werden, spricht der HERR. 11 Freut euch nur und rühmt, die ihr mein Erbteil geplündert habt, und hüpft wie die Kälber im Grase und wiehert wie die starken Rosse! 12 Eure Mutter steht in großen Schanden, und die euch geboren hat, ist zum Spott geworden. Siehe, unter den Völkern ist sie die Geringste, wüst, dürr und öde. 13 Denn vor dem Zorn des HERRN wird sie unbewohnt und ganz wüst bleiben, dass alle, die an Babel vorüberziehen, sich entsetzen werden und spotten über alle ihre Plagen. 14 Stellt euch ringsum gegen Babel auf, all ihr Bogenschützen; schießt nach ihr, spart nicht an Pfeilen; denn sie hat wider den HERRN gesündigt. 15 Erhebt das Kriegsgeschrei ringsum. Sie hat sich ergeben, ihre Pfeiler sind gefallen, ihre Mauern sind abgebrochen; denn so vergilt der HERR. Übt Vergeltung an Babel, tut ihr, wie sie getan hat. 16 Rottet aus von Babel den Sämann und den Schnitter in der Ernte! Vor dem mörderischen Schwert wird sich jeder zu seinem Volk wenden und in sein Land fliehen.

Israel wird heimgeführt

17 Israel ist ein versprengtes Schaf, das die Löwen verscheucht haben. Zuerst fraß es der König von Assyrien, danach nagte seine Knochen ab Nebukadnezar, der König von Babel. 18 Darum, so spricht der HERR Zebaoth, der Gott Israels: Siehe, ich will heimsuchen den König von Babel und sein Land, gleichwie ich den König von Assyrien heimgesucht habe. 19 Israel aber will ich wieder heim zu seiner Aue bringen, dass sie auf dem Karmel und in Baschan weiden und sich sättigen sollen auf dem Gebirge Ephraim und Gilead. 20 Zur selben Zeit und in jenen Tagen wird man die Missetat Israels suchen, spricht der HERR, aber es wird keine da sein, und die Sünden Judas, aber es wird keine gefunden werden; denn ich will sie vergeben denen, die ich übrig bleiben lasse.

Vergeltung für Babels Übermut

21 Zieh heran gegen das Land Meratajim; zieh heran gegen die Einwohner von Pekod*; vertilge sie und vollziehe den Bann an ihren Nachkommen, spricht der HERR, und tu alles, was ich dir befohlen habe! 22 Es ist ein Kriegsgeschrei im Lande und großer Jammer. 23 Wie ist der Hammer der ganzen Welt zerbrochen und zerschlagen! Wie ist Babel zum Entsetzen geworden unter den Völkern! 24 Du hast dir selbst eine Falle gestellt, Babel, und du hast dich darin gefangen, ehe du dich’s versahst; du bist getroffen und ergriffen, denn du hast den HERRN herausgefordert. 25 Der HERR hat sein Zeughaus aufgetan und die Waffen seines Zorns hervorgeholt; denn Gott, der HERR Zebaoth, hat etwas auszurichten in der Chaldäer Lande. 26 Kommt her gegen dies Land von allen Enden, öffnet seine Kornhäuser, werft alles auf einen Haufen und vollzieht den Bann an ihm, dass nichts übrig bleibe! 27 Tötet alle seine Stiere, führt sie hinab zur Schlachtbank! Weh ihnen, denn ihr Tag ist gekommen, die Zeit ihrer Heimsuchung! 28 Man hört ein Geschrei der Flüchtigen und derer, die entronnen sind aus dem Lande Babel, dass sie verkünden zu Zion die Vergeltung des HERRN, unseres Gottes, die Vergeltung für seinen Tempel.

Aufgebot gegen Babel

29 Ruft Schützen wider Babel, alle, die den Bogen spannen, belagert die Stadt ringsum und lasst keinen davonkommen! Vergeltet ihr, wie sie verdient hat; wie sie getan hat, so tut ihr wieder! Denn sie hat stolz gehandelt wider den HERRN, den Heiligen Israels. 30 Darum soll ihre junge Mannschaft fallen auf ihren Gassen, und alle ihre Kriegsleute sollen umkommen an jenem Tage, spricht der HERR. 31 Siehe, du Stolzer, ich will an dich, spricht Gott, der HERR Zebaoth; denn dein Tag ist gekommen, die Zeit deiner Heimsuchung. 32 Da soll der Stolze stürzen und fallen, dass ihn niemand aufrichte. Ich will an seine Städte Feuer legen; das soll alles, was ringsumher ist, verzehren. 33 So spricht der HERR Zebaoth: Siehe, die Leute von Israel samt den Leuten von Juda müssen Gewalt und Unrecht leiden; alle, die sie gefangen weggeführt haben, halten sie fest und weigern sich, sie zu entlassen. 34 Aber ihr Erlöser ist stark, der heißt HERR Zebaoth; der wird ihre Sache so hinausführen, dass er das Land erbeben und die Einwohner von Babel erzittern lässt.

Über Babel kommt der Feind aus dem Norden

35 Das Schwert soll kommen, spricht der HERR, über die Chaldäer und über die Einwohner von Babel und über seine Fürsten und über seine Weisen! 36 Das Schwert soll kommen über seine Wahrsager, dass sie zu Narren werden; das Schwert soll kommen über seine Starken, dass sie verzagen! 37 Das Schwert soll kommen über seine Rosse und Wagen und über das ganze Gemenge der Völker in seiner Mitte, dass es zu Weibern wird! Das Schwert soll kommen über seine Schätze, dass sie geplündert werden! 38 Dürre soll kommen über seine Wasser, dass sie versiegen! Denn es ist ein Götzenland, und angesichts der Schrecken sollen sie toll werden. 39 Darum sollen Wüstentiere und wilde Hunde darin wohnen und die Strauße, und es soll nimmermehr bewohnt werden und niemand darin hausen für und für. 40 Gleichwie Gott Sodom und Gomorra samt ihren Nachbarn zerstört hat, spricht der HERR, soll niemand darin wohnen noch ein Mensch darin hausen. 41 Siehe, es kommt ein Volk von Norden her, ein großes Volk, und viele Könige werden sich aufmachen von den Enden der Erde. 42 Sie führen Bogen und Schwert; sie sind grausam und ohne Erbarmen; ihr Geschrei ist wie das Brausen des Meeres; sie reiten auf Rossen, gerüstet als Kriegsleute, gegen dich, du Tochter Babel. 43 Wenn der König von Babel die Kunde von ihnen hört, sinken ihm die Hände; ihm ist angst und weh wie einer Gebärenden. 44 Siehe, wie ein Löwe heraufkommt aus dem Dickicht des Jordans in die wasserreichen Auen, so will ich sie eilends daraus wegtreiben und den, der erwählt ist, dort einsetzen. Denn wer ist mir gleich, wer will mich meistern und wer ist der Hirte, der mir widerstehen kann? 45 So hört nun den Ratschluss des HERRN, den er über Babel gefasst hat, und seine Gedanken, die er hat über die Einwohner im Lande der Chaldäer! Was gilt’s? Wird man sie nicht fortschleifen mit den geringsten ihrer Schafe, werden ihretwegen nicht ihre Auen veröden? 46 Und die Erde bebt von dem Ruf: Babel ist genommen!, und sein Wehgeschrei erschallt unter den Völkern.