کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر | Gute Nachricht Bibel 2018 | Jeremia 51

Jeremia 51 | کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

مكافات بابل

1 خداوند میفرمايد: «من مردی را عليه بابل برخواهم انگيخت تا آن را با ساكنانش نابود كند. 2 بيگانگان را خواهم فرستاد تا آنجا را مانند خرمن بكوبند و ويران سازند و در آن روز بلا، از هر طرف آن را احاطه كنند. 3 تيرهای دشمن، كمانداران بابل را از پای در خواهد آورد و زرهٔ مردان جنگی او را خواهد شكافت؛ هيچيک از ايشان جان به در نخواهد برد؛ پير و جوان، يكسان نابود خواهند شد. 4 جنازههای ايشان در تمام سرزمين ديده خواهد شد و مجروحينشان در كوچهها خواهند افتاد، 5 چون سرزمين آنان غرق گناه است، گناه در حق من كه خدای مقدس اسرائيل میباشم. اما من مردم اسرائيل و يهودا را كه در اين سرزمين پر از گناه زندگی میكنند، فراموش نكردهام. 6 «از بابل فرار كنيد! جانتان را نجات دهيد! مبادا زمانی كه بابل را به مكافات گناهانش میرسانم، شما نيز هلاک شويد. 7 بابل در دست من مثل يک جام طلايی بود كه تمام مردم جهان از آن شراب نوشيده، مست و ديوانه میشدند. 8 ولی اين جام طلايی، ناگهان افتاده، خواهد شكست! پس برايش گريه كنيد؛ برای او دارو بياوريد، شايد شفا يابد! 9 بيگانگانی كه در بابل ساكنند، میگويند: ”ما خواستيم به او كمک كنيم، اما نتوانستيم. اكنون ديگر هيچ چيز نمیتواند نجاتش بدهد. پس او را به حال خودش بگذاريم و به وطنمان برگرديم، چون اين خداست كه او را مجازات میكند.“ 10 آنگاه قوم من نيز كه در بابل اسيرند، فرياد برآورده، خواهند گفت: ”خداوند از ما حمايت كرده است؛ پس بياييد تمام كارهايی را كه او در حق ما انجام داده، برای اهالی اورشليم بيان كنيم.“» 11 خداوند پادشاهان ماد را برانگيخته است تا بر بابل هجوم ببرند و آن را خراب كنند. اين است انتقام خداوند از كسانی كه به قوم او ظلم كردند و خانهاش را بیحرمت نمودند. پس تيرها را تيز كنيد؛ سپرها را به دست گيريد! برای حمله به ديوارهای بابل، علائم را بر پا نماييد؛ تعداد نگهبانان و كشيكچيان را اضافه كنيد و كمين بگذاريد! خداوند هر چه دربارهٔ بابل گفته است، به انجام خواهد رسانيد. 13 ای بندرگاه ثروتمند، ای مركز بزرگ تجارت، دورهات به پايان رسيده و رشتهٔ عمرت پاره شده است! 14 خداوند قادر متعال به ذات خود قسم خورده و گفته است كه سربازان دشمن، همچون دستههای ملخ كه مزرعه را میپوشانند، شهرهای بابل را پر خواهند ساخت و فرياد پيروزی ايشان به آسمان خواهد رسيد.

ستايش خداوند

15 خدای ما با قدرت خود زمين را آفريد و با حكمتش جهان را بنياد نهاد و با دانايی خود آسمانها را بوجود آورد. 16 به فرمان اوست كه ابرها در آسمان میغرند؛ اوست كه ابرها را از نقاط دور دست میآورد، برق ايجاد میكند، باران میفرستد، و باد را از خزانههای خود بيرون میآورد. 17 پس آنانی كه در مقابل بتهايشان سجده میكنند، چقدر نادانند! سازندگان بتها شرمسار و رسوا خواهند شد، زيرا مجسمه را خدا مینامند، در حالی که نشانی از زندگی در آن نيست. 18 همهٔ اين بتها، بیارزش و مسخرهاند! وقتی سازندگانشان از بين بروند، خودشان هم از ميان خواهند رفت. 19 اما خدای يعقوب مثل اين بتها نيست؛ او خالق همهٔ موجودات است و اسرائيل، قوم خاص او میباشد؛ نام او خداوند قادر متعال است.

بابل، گرز خداوند

20 خداوند میفرمايد: «ای بابل، تو گرز من هستی. از تو برای در هم كوبيدن قومها و نابود كردن ممالک استفاده كردهام. 21 به دست تو لشكرها را تار و مار نمودهام و اسب و سوارش، عرابه و عرابهران را از بين بردهام. 22 بلی، بوسيلهٔ تو مردم همهٔ سرزمينها را از مرد و زن، پير و جوان، هلاک ساختهام، 23 چوپانها و گلهها، كشاورزان و گاوهايشان را از بين بردهام و حاكمان و فرماندهان را نابود كردهام. 24 ولی من، تو و مردمت را به خاطر تمام بديهايی كه به قوم من كردهايد، مجازات خواهم نمود.

مجازات بابل

25 «ای بابل، ای كوه مستحكم، ای ويران كنندهٔ جهان، اينک من دشمن توام! دستم را بر ضد تو بلند میكنم و تو را از آن بلندی فرود میآورم. از تو چيزی جز يک تپه خاكستر باقی نخواهم گذارد. 26 تو برای هميشه ويران خواهی ماند، حتی سنگهايت نيز ديگر برای بنای ساختمان به کار نخواهد رفت. 27 «به قومها خبر دهيد تا برای جنگ با بابل بسيج شوند! شيپور جنگ بنوازيد. به سپاهيان آرارات، مينی و اشكناز بگوييد كه حمله كنند. فرماندهانی تعيين كنيد تا دستور حمله را بدهند. اسبان زياد فراهم آوريد! 28 لشكريان پادشاهان ماد و فرماندهانشان و سپاهيان تمام كشورهايی را كه زير سلطهٔ آنها هستند، فرا خوانيد!» 29 بابل میلرزد و از درد به خود میپيچد، چون نقشههايی كه خداوند بر ضد او دارد، تغيير نمیپذيرند. بابل ويران خواهد شد و كسی در آن باقی نخواهد ماند. 30 سربازان شجاعش ديگر نمیجنگند، همه در استحكامات خود میمانند؛ زيرا جرأتشان را از دست دادهاند و همچون زنان، ضعيف شدهاند. نيروهای مهاجم، خانهها را سوزانده و دروازههای شهر را شكستهاند. 31 قاصدان يكی پس از ديگری میشتابند تا به پادشاه خبر رسانند كه همه چيز از دست رفته است! 32 تمام راهها بسته شدهاند، استحكامات و برج و باروها سوخته و سربازان به وحشت افتادهاند. 33 خداوند قادر متعال، خدای اسرائيل میفرمايد: «بزودی بابل مثل گندم زير پايهای خرمنكوبان، كوبيده خواهد شد.» 34 يهوديان بابل میگويند: «نبوكدنصر، پادشاه بابل، ما را دريده و خرد كرده و همه چيزمان را نابود ساخته است؛ مثل اژدها ما را بلعيده و شكم خود را از ثروت ما پر كرده و ما را از سرزمينتان بيرون رانده است. ای كاش ظلم و ستمی كه بر ما روا داشته، بر سر خودش بيايد! خدا انتقام خون ما را از او بگيرد!» 36 خداوند جواب میدهد: «من به دعوی شما رسيدگی خواهم كرد و انتقامتان را خواهم گرفت. من رودخانهها و چشمههای بابل را خشک خواهم كرد. 37 اين سرزمين به ويرانهای تبديل خواهد شد و حيوانات وحشی در آن زندگی خواهند كرد؛ هر كه بر آن نظر اندازد، به وحشت خواهد افتاد و كسی در آن ساكن نخواهد شد. 38 بابلیها در بزمهايشان مست میشوند و مانند شير نعره میزنند. 39 وقتی همه مست شراب شدند، آنگاه بزم ديگری برايشان تدارک خواهم ديد و چنان مستشان خواهم كرد تا از هوش بروند و بر زمين بيفتند و تا ابد به هوش نيايند. 40 ايشان را مثل بره و قوچ و بز به كشتارگاه خواهم كشاند.» 41 خداوند میفرمايد: «ببينيد بابل چگونه سقوط خواهد كرد، آن بابل بزرگ كه مورد ستايش تمام دنيا است! همه قومهای جهان از ديدن آن به وحشت خواهند افتاد! 42 دريا بر بابل طغيان كرده، امواجش آن را خواهد پوشانيد. 43 شهرهايش ويران گشته، تمام سرزمينش به بيابانی خشک تبديل خواهد شد. هيچكس در آنجا زندگی نخواهد كرد و مسافری نيز از آن عبور نخواهد نمود، 44 ديوارهای بابل فرو خواهد ريخت. من بل، خدای بابل را مجازات خواهم كرد و آنچه بلعيده است، از دهانش بيرون خواهم آورد و قومها ديگر برای پرستش آن نخواهند آمد. 45 «ای قوم من، از بابل فرار كنيد. خود را از خشم من نجات دهيد. 46 وقتی شايعهٔ نزديک شدن نيروهای دشمن را شنيديد، مضطرب نشويد. اين شايعات در تمام اين سالها شنيده خواهد شد. سپس ظلم و ستم بر سرزمين حكمفرما شده، بابل درگير جنگ داخلی خواهد گشت. 47 آنگاه زمانی فرا خواهد رسيد كه من بابل را با تمام بتهايش مجازات خواهم كرد و كوچههايش از جنازهها پر خواهد شد. 48 آسمان و زمين شادی خواهند نمود، چون از شمال، لشكريان ويرانگر به جنگ بابل خواهند آمد. 49 همانطور كه بابل باعث هلاكت بسياری از قوم اسرائيل شد، خود نيز به همانگونه نابود خواهد گشت. 50 حال، ای شما كه از خطر شمشير، جان به در بردهايد، برويد! درنگ نكنيد! هر چند كه دور از وطن هستيد و به اورشليم میانديشيد، خداوند را به ياد آريد! 51 «شما میگوييد: ”ما رسوا شدهايم، چون بابلیهای بيگانه، خانهٔ خداوند را بیحرمت ساختهاند.“ 52 ولی بدانيد كه زمان نابودی بتهای بابل هم فرا خواهد رسيد. در سراسر اين سرزمين نالهٔ مجروحين شنيده خواهد شد. 53 حتی اگر بابل میتوانست خود را تا به آسمان برافرازد و برج محكمی در آنجا بسازد، باز من غارتگران را به سراغ او میفرستادم تا نابودش كنند. 54 «گوش كنيد! از بابل صدای گريه به گوش میرسد، صدای نابودی عظيم! 55 زيرا من در حال ويران كردن بابل هستم و صدای بلند آن را خاموش میكنم. لشكريان دشمن مانند خروش امواج دريا بر او هجوم میآورند 56 تا غارتش نمايند و سربازانش را كشته، سلاحهايشان را بشكنند. من خدايی هستم كه مجازات میكنم، بنابراين، بابل را به سزای اعمالش خواهم رساند. 57 بزرگان، حكيمان، رهبران، فرماندهان و مردان جنگی او را مست خواهم ساخت تا به خواب ابدی فرو رفته، ديگر هرگز بيدار نشوند! اينست كلام من كه پادشاه جهان و خداوند قادر متعال هستم! 58 ديوارهای پهن بابل با خاک يكسان شده، دروازههای بلندش خواهند سوخت. معمارهای ممالک گوناگون بيهوده زحمت كشيدهاند، چون ثمر كارشان با آتش از بين خواهد رفت.» 59 در سال چهارم سلطنت صدقيا، پادشاه يهودا، اين پيغام بر من نازل شد تا آن را به سرايا (پسر نيريا، نوهٔ محسيا) برسانم. سرايا، ملتزم صدقيا بود و قرار بود همراه او به بابل برود. 60 تمام بلايايی را كه خدا دربارهٔ بابل فرموده بود، يعنی تمام مطالبی را كه در بالا ذكر شده است، روی طوماری نوشتم، 61 و آن را به سرايا داده، گفتم: «وقتی به بابل رسيدی، هر چه نوشتهام بخوان و سپس چنين بگو: ”ای خداوند، تو فرمودهای بابل را چنان خراب خواهی كرد كه هيچ موجود زندهای در آن يافت نشود و تا ابد ويران بماند.“ 63 بعد از خواندن طومار، سنگی به آن ببند و آن را در رود فرات بينداز، 64 و بگو: ”بابل نيز به همين شكل غرق خواهد شد و به سبب بلايی كه بر سرش خواهد آمد، ديگر هرگز سر بلند نخواهد كرد.“» (پيغامهای ارميا در اينجا پايان میپذيرد.)

Persian Contemporary Bible TM Copyright © 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc. Used with permission. All rights reserved worldwide. “Biblica”, “International Bible Society” and the Biblica Logo are trademarks registered in the United States Patent and Trademark Office by Biblica, Inc. Used with permission.

Gute Nachricht Bibel 2018

Das Gericht Gottes über Babylon

1 So spricht der HERR: »Ich lasse einen verheerenden Sturm losbrechen gegen die Stadt Babylon und gegen alle, die in diesem Zentrum des Aufruhrs gegen mich wohnen! 2 Ich schicke Fremde, die sollen das Volk von Babylon davonjagen, so wie der Wind die Spreu fortweht; sie sollen das ganze Land ausplündern. Wenn für Babylonien die Stunde geschlagen hat, wird es von allen Seiten zugleich angegriffen! 3 Ich gebe seinen Feinden den Befehl: ›Schießt die Bogenschützen nieder und all die stolzen gepanzerten Krieger! Habt kein Mitleid mit den jungen Männern von Babylon, vollstreckt den Bann an seinem ganzen Heer!‹« 4 Dann wird Babylon übersät sein von Toten und auf allen Straßen werden Verwundete liegen. 5 Ja, Israel und Juda sind nicht im Stich gelassen von ihrem Gott, dem Herrscher der Welt!* Babylonien hat sich schwer gegen ihn, den heiligen Gott Israels, vergangen! 6 Flieht aus Babylonien, ihr Leute von Israel und Juda, rettet euer Leben! Ihr sollt nicht mit umkommen, wenn dieses Land jetzt für seine Schuld bestraft wird! Denn die Zeit der Vergeltung ist da; jetzt zahlt der HERR den Babyloniern alles heim, was sie getan haben! 7 Babylon war ein goldener Becher in der Hand des HERRN. Mit seinem Wein machte es die ganze Welt betrunken; alle Völker verloren davon den Verstand. 8 Plötzlich fällt der Becher zu Boden und zerbricht. Ihr Völker, haltet die Totenklage für Babylon! Schafft Salbe herbei für seine Wunden, vielleicht heilen sie! 9 Aber die Abgesandten der Völker entgegnen: »Wir haben Babylon zu helfen versucht, doch ihm ist nicht mehr zu helfen! Überlasst es seinem Schicksal, wir kehren in unsere Heimat zurück. Dieses Strafgericht überschreitet jedes irdische Maß!«* 10 Die Leute aus Israel und Juda aber werden sagen: »Der HERR hat unser Recht wiederhergestellt! Kommt, wir wollen zum Berg Zion gehen und dort erzählen, was der HERR, unser Gott, getan hat!«

Die Meder vollstrecken das Gericht Gottes

11 Der HERR hat den Königen von Medien in den Sinn gegeben, gegen Babylonien Krieg zu führen. Sie sollen das Land vernichten. So vergilt er den Babyloniern, was sie mit seinem Tempel gemacht haben. Ich höre schon die Kommandorufe der Meder:* »Pfeile bereitmachen! – Schilde aufnehmen! 12 Gebt das Zeichen zum Angriff auf die Mauern von Babylon! – Verstärkt den Belagerungsring! – Stellt überall Posten auf! – Legt Truppen in den Hinterhalt!« Ja, der HERR führt durch, was er sich vorgenommen und den Babyloniern angedroht hat! 13 Volk von Babylon, du wohnst an den Ufern großer Ströme und bist unermesslich reich. Doch deine Zeit ist abgelaufen, du hast genug zusammengeraubt! 14 Der HERR, der Herrscher der Welt,* hat bei sich selbst geschworen: »Die Feinde werden in dein Land einfallen wie Heuschreckenschwärme und ihr Triumphgeschrei über dich erheben!« 15 Der HERR hat die Erde geschaffen und dadurch seine Macht gezeigt: Das feste Land ist ein Werk seiner Weisheit, der Himmel darüber ein Beweis seines überlegenen Könnens. 16 Wenn er es befiehlt, sammelt sich mit Donnergetöse das Wasser am Himmel, Wolken steigen am Horizont auf, Blitze öffnen dem Regen die Bahn und der Wind bricht aus seinen Kammern hervor. 17 Kein Mensch kann das begreifen, sprachlos vor Staunen steht jeder davor. Und alle, die Götterbilder gemacht haben, müssen sich ihrer Machwerke schämen; denn diese Bilder sind Betrug, kein Hauch von Leben ist in ihnen. 18 Wertlose Figuren sind sie, über die man spottet. Wenn der HERR Gericht hält, ist es aus mit ihnen. 19 Wie anders ist der Gott Israels! Er hat das Weltall geschaffen und das Volk Israel für immer zu seinem Eigentum gemacht. »Der HERR, der Herrscher der Welt« ist sein Name.

Größe und Grenze der Macht Babyloniens

20 Der HERR sagt: »Die Babylonier sind mein Hammer, meine Kriegswaffe, mit ihnen zerschlage ich Völker und Königreiche. 21 Mit ihnen zerschlage ich Pferde und Reiter, Wagen und Lenker, 22 Männer und Frauen, Greise, junge Leute und Kinder. 23 Mit ihnen zerschlage ich die Hirten samt ihren Herden, die Bauern samt ihren Zugtieren. Statthalter und Befehlshaber zerschlage ich mit ihnen. 24 Aber jetzt sollt ihr Leute von Israel mit eigenen Augen sehen, wie ich ihnen das Böse heimzahle, das sie an Jerusalem verübt haben! 25 Babylon, du Berg der Vernichtung, von dem Vernichtung ausgeht in alle Welt, pass auf, jetzt komme ich über dich!«, sagt der HERR. »Ich packe dich und stürze dich in die Tiefe! Ich mache aus dir einen Berg von Schutt und Asche! 26 Man soll keinen Stein mehr in dir finden, der noch einmal für eine Grundmauer oder als Eckstein zu verwenden wäre; für alle Zeiten wirst du ein Schutthaufen sein!«

Babylons Ende ist gekommen

27 Gebt das Zeichen zum Kampf gegen Babylon, bei allen Völkern stoßt ins Kriegshorn! Ruft die Völker auf zum heiligen Krieg! Bietet die Königreiche von Ararat, Minni und Aschkenas zum Kampf auf! Bestellt die Offiziere, die die Truppen ausheben! Lasst Reiterscharen anrücken, zahlreich und grausam wie Heuschreckenschwärme! 28 Ruft die Völker auf zum heiligen Krieg! Die Könige von Medien sollen sich rüsten, ihre Statthalter und Befehlshaber und die Völker, über die sie gebieten! 29 Da zittert und bebt die Erde, denn der Plan des HERRN geht jetzt in Erfüllung: Die Stadt Babylon und das ganze Land werden zu einer Wüste, in der kein Mensch mehr wohnt. 30 Die Verteidiger Babylons haben den Kampf schon aufgegeben. Die stärksten Krieger hocken in den Festungstürmen, haben keine Kraft mehr und vergehen vor Angst wie Frauen. Schon sind die Tore der Stadt erobert, viele Häuser stehen in Flammen. 31 Ein Bote nach dem andern kommt, um dem König von Babylon zu melden: »Die Feinde dringen von allen Seiten in die Stadt ein! – 32 Sie haben die Flussübergänge besetzt und die Verteidigungsanlagen in Brand gesteckt! – Unter unseren Männern ist Panik ausgebrochen!« 33 So spricht der HERR, der Herrscher der Welt,* der Gott Israels: »Wenn der Dreschplatz festgestampft wird, ist die Zeit des Dreschens nicht mehr fern. Das eine geschieht schon mit Babylon, das andere wird dann nicht lange auf sich warten lassen!«

Gott verhilft Jerusalem zu seinem Recht

34 Ich höre die Zionsstadt klagen:* »Nebukadnezzar, der König von Babylonien, hat mich vernichtet! Er hat mich leer gefressen und wie eine leere Schüssel stehen lassen. Er hat sich den Bauch mit meinen Leckerbissen voll geschlagen und mich dann von sich gestoßen. Wie ein Drache hat er mich verschlungen!« 35 Darum soll Jerusalem sagen: »Was sie mir angetan haben, soll der Stadt Babylon heimgezahlt werden! Für mein Blut, das geflossen ist, soll ganz Babylonien zur Rechenschaft gezogen werden!« 36 So spricht der HERR zur Zionsstadt: »Ich werde dir zum Recht verhelfen und den Babyloniern heimzahlen, was sie dir angetan haben. Den Eufrat lasse ich austrocknen, ich lasse seine Quellen versiegen. 37 Die Stadt Babylon soll zum Trümmerhaufen werden, zu einem Tummelplatz der Schakale, zum Bild des Grauens. Wer das sieht, wird sich mit Entsetzen abwenden. Kein Mensch soll dort mehr wohnen. 38 Lass die Babylonier nur brüllen wie die Löwen und knurren wie Löwenjunge. 39 Für ihren Heißhunger bereite ich ihnen ein Festmahl und mache sie dabei betrunken! Sie sollen lustig werden und dann einschlafen – für immer! Das sage ich, der HERR. 40 Wie Lämmer, wie Schaf- und Ziegenböcke führe ich sie zur Schlachtung!«

Spott über den Sturz Babylons

41 Wie war das möglich? Babylon* ist gefallen, diese weltberühmte Stadt! Wie konnte es dahin kommen? Alle Völker sind entsetzt. 42 Das Meer ist nach Babylon vorgedrungen und hat die Stadt unter seinen donnernden Fluten begraben. 43 Auch die anderen Städte sind alle vernichtet! Babylonien ist zur Wüste geworden, zu einer dürren Steppe, zu einem Land, das niemand mehr bewohnt und niemand durchwandert!

Bel und die berühmte Mauer werden fallen

44 Der HERR sagt: »Jetzt rechne ich ab mit Bel, dem Gott von Babylon! Alles, was er geraubt und verschlungen hat, reiße ich ihm wieder aus dem Maul. Die Völker werden nicht mehr zu ihm strömen, um ihm Opfer zu bringen! Auch die Mauer von Babylon wird fallen! 45 Ihr, die ihr zu meinem Volk gehört, verlasst diese Stadt! Bringt euer Leben in Sicherheit, denn mein glühender Zorn wird sich über ihr entladen!«

Zuspruch für das verzagte Volk

46 Ihr Leute von Israel, verliert nicht den Mut! Fürchtet euch nicht wegen der schlimmen Nachrichten, die im Land umlaufen! Wenn ihr heute die eine Schreckensmeldung hört und morgen die nächste, wenn überall brutale Gewalt herrscht und ein Machthaber den andern verjagt, 47 dann haltet euch an das, was ich, der HERR, sage: »Der Tag kommt, an dem ich mit den Götzen Babylons abrechne! Babylonien wird mit Schimpf und Schande untergehen; überall werden Tote liegen! 48 Himmel und Erde und alles, was auf Erden lebt, wird in Jubel ausbrechen, wenn von Norden her die Feinde anrücken und Babylonien vernichten!«

Gottes Beschluss steht fest

49 Wegen Babylon sind Menschen in aller Welt gefallen, aber wegen der Gefallenen aus Israel* wird nun Babylon fallen! 50 Ihr aber aus dem Volk Israel, die ihr mit dem Leben davongekommen seid, verlasst Babylonien; verliert keine Zeit! Denkt in der Ferne an den HERRN; vergesst Jerusalem nicht! 51 Ihr sagt zwar: »Der HERR hat uns enttäuscht! Alle Völker haben uns verspottet und verhöhnt; wir müssen uns schämen, dass Fremde in den heiligen Tempel des HERRN eindringen konnten.« 52 Doch der HERR antwortet: »Der Tag kommt, an dem ich mit den Götzen Babylons abrechne; dann wird ganz Babylonien voll sein vom Stöhnen tödlich Verwundeter! 53 Und wenn Babylon auch bis in den Himmel aufstiege, sich in unzugänglicher Höhe verschanzte, die Feinde, die ich herbeirufe, würden es dennoch zerstören!«

Kriegslärm und Todesschweigen beenden das Lärmen der Weltstadt Babylon

54 Horcht! Hilfegeschrei von Babylon her; das ganze Land sinkt in Trümmer! 55 Der HERR vernichtet Babylon, er macht seinem lärmenden Treiben ein Ende. Wie tobende, brüllende Meereswogen 56 sind die Feinde über die Stadt gekommen und verwüsten alles. Babylons Soldaten werden gefangen genommen, ihre Bogen zerbrochen. Ein Gott der Vergeltung ist der HERR; er rechnet gründlich ab! 57 »Ich mache die mächtigen und klugen Führer Babylons betrunken«, sagt der HERR, »alle seine Statthalter und Befehlshaber und seine Kriegsleute! Sie sollen in einen Schlaf versinken, aus dem sie nicht mehr erwachen!« Das sagt der König, der den Namen trägt »Der HERR, der Herrscher der Welt«.

Noch einmal über Babylons Mauer

58 Der HERR, der Herrscher der Welt, sagt: »Die gewaltige Mauer von Babylon wird bis auf den Grund zerstört und seine stolzen Tore werden verbrannt!« Ganze Völker haben sich vergeblich für dich geplagt, es ist alles dem Untergang geweiht.

Der Auftrag Jeremias an Seraja

59 Alle diese Unheilsankündigungen gegen Babylon hatte Jeremia auf eine Buchrolle geschrieben. Als Zidkija, der König von Juda, in seinem vierten Regierungsjahr nach Babylon reiste, begleitet vom Oberquartiermeister Seraja, einem Sohn von Nerija und Enkel von Machseja, gab Jeremia die Rolle Seraja mit und erteilte ihm folgenden Auftrag: 61 »Wenn du in Babylon angekommen bist, dann verliest du alles, was in dieser Rolle steht, 62 und anschließend sagst du: ›HERR, damit hast du selbst dieser Stadt das Todesurteil gesprochen; kein Mensch und kein Stück Vieh sollen mehr in ihr wohnen, sie soll für immer zu einer Wüste werden.‹ 63 Danach bindest du einen Stein an die Rolle und wirfst sie in den Eufrat. 64 Dabei rufst du: ›So wie diese Rolle wird die Stadt Babylon versinken und nicht wieder hochkommen wegen des Unheils, das der HERR über sie bringt! Mit Babylon ist es aus!‹« Hier enden die Worte Jeremias.