کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر | Gute Nachricht Bibel 2018 | Jeremia 48

Jeremia 48 | کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

كلام خدا دربارهٔ موآب

1 خداوند قادر متعال، خدای اسرائيل، دربارهٔ موآب چنين میفرمايد: «وای به حال شهر نبو، زيرا خراب خواهد شد. قريه تايم و قلعههايش ويران و تسخير شده، مردمش رسوا خواهند گشت. 2 عظمت و شكوه موآب از بين خواهد رفت. مردم شهر حشبون برای خرابی آن نقشهها كشيدهاند. میگويند: ”بياييد ريشهٔ اين قوم را از بيخ و بن بركنيم.“ شهر مدمين در سكوت و خاموشی فرو خواهد رفت، چون دشمن، ساكنانش را تار و مار خواهد كرد. مردم حورونايم فرياد خواهند زد: ”نابودی، شكست بزرگ! موآب از بين رفت!“ كودكانش نيز ناله سر خواهند داد. 5 فراريان، گريهكنان از تپههای لوحيت بالا خواهند رفت و در سرازيری حورونايم فرياد شكست سر داده، خواهند گفت: 6 ”برای حفظ جانتان فرار كنيد. در بيابانها پنهان شويد!“ 7 ای موآب چون به ثروت و توانايی خود تكيه كردی، پس هلاک خواهی شد، و خدايت، كموش نيز با كاهنان و بزرگانش به سرزمینهای دور تبعيد خواهند گرديد! 8 «تمام روستاها و شهرها، چه در دشت باشند چه در دره، همگی خراب خواهند شد، چون من، خداوند، اين را گفتهام. 9 كاش موآب بال میداشت و میتوانست پرواز كند و بگريزد، چون شهرهايش خراب خواهد شد و كسی در آنها باقی نخواهد ماند. 10 ملعون باد كسی كه شمشيرش را با خون تو سرخ نكند! ملعون باد كسی كه كاری را كه خداوند به او سپرده، به سستی انجام دهد! 11 «موآب از ابتدای تاريخ خود تاكنون، در امنيت و به دور از جنگ و جدال به سر برده و هرگز به تبعيد نرفته است. موآب همچون شراب دست نخوردهای است كه از كوزهای به كوزهای ديگر ريخته نشده و به همين دليل طعم و بوی آن تغيير نكرده است. 12 ولی بزودی زمانی فرا خواهد رسيد كه من افرادی را به سراغش خواهم فرستاد تا كوزههايش را بر زمين، خالی كنند و بشكنند! 13 سرانجام، موآب از وجود خدای خود كموش خجل خواهد شد، همانطور كه بنیاسرائيل در بيتئيل از گوسالهٔ طلايی خود شرمسار شد. 14 «چگونه میتوانيد به خود بباليد و بگوييد: ”ما همگی شجاع و جنگ آزموده هستيم؟“ 15 حال آنكه موآب ويران خواهد شد و بهترين جوانانش به قتل خواهند رسيد. من كه پادشاه جهان هستم و نامم خداوند قادر متعال میباشد، اين را گفتهام. 16 بلا و مصيبت بزودی بر موآب نازل خواهد شد. 17 «ای تمام قومهای مجاور موآب، ای همهٔ كسانی كه با شهرت و آوازهٔ او آشناييد، برای او ماتم بگيريد! ببينيد قدرت و عظمت او چگونه در هم شكسته است! 18 ای اهالی ديبون، از شكوه و جلالتان به زير بياييد و به خاک سياه بنشينيد، چون كسانی كه موآب را ويران میكنند، ديبون را نيز ويران خواهند كرد و تمام برج و باروهايش را خراب خواهند نمود. 19 ای اهالی عروعير، بر سر راه بايستيد و تماشا كنيد و از فراريان و بازماندگان موآب بپرسيد كه چه اتفاقی افتاده است. 20 آنها جواب خواهند داد: ”موآب به دست دشمن افتاده است. گريه و فرياد سر دهيد و در كنارههای رود ارنون اعلام كنيد كه موآب ويران شده است.“ 21 «تمام شهرهای واقع در فلات نيز مجازات و خراب شدهاند، يعنی شهرهای حولون، يهصه، ميفاعت، 22 ديبون، نبو، بيتدبلتايم، 23 قريه تايم، بيتجامول، بيتمعون، 24 قريوت، بصره، و تمام شهرهای دور و نزديک سرزمين موآب. 25 «قدرت موآب در هم شكسته است، شاخهايش بريده شده و بازوهايش شكسته است. 26 بگذاريد موآب مثل يک مست، تلوتلو بخورد و بيفتد، چون از فرمان خداوند سرپيچی كرده است. او در قی خود میغلتد، به طوری كه همه به او میخندند. 27 ای موآب، به یاد آور چگونه بنیاسرائيل را مسخره میكردی. با او چنان رفتار میكردی كه گويی به همراه دزدان دستگير شده است! 28 «ای اهالی موآب، از شهرهای خود فرار كنيد و مثل فاختهها كه در شكاف صخرهها آشيانه میسازند، در غارها ساكن شويد. 29 غرور موآب را همه شنيدهاند؛ همه از تكبر، نخوت و دل مغرور او باخبرند. 30 من، خداوند، از ادعاهای گستاخانه و پوچ او آگاهم؛ و میدانم كاری از دستش برنمیآيد. 31 از اين رو برای موآب گريانم و برای اهالی قيرحارس دلم میسوزد. 32 بيشتر از آنچه برای مردم يعزير گريستم، برای مردم سبمه خواهم گريست. شهر سبمه، مانند درخت مويی بود كه شاخههايش تا دريای مرده و تا يعزير میرسيد؛ ولی اكنون ميوهها و انگورهايش را غارتگران از بين بردهاند. 33 شادی و خرمی از سرزمين حاصلخيز موآب رخت بربسته است؛ از چرخشتها ديگر شراب بيرون نمیآيد و كسی انگورها را با فرياد شادی نمیافشرد. فريادهايی به گوش میرسد، ولی نه فرياد شادی. 34 نالهها و فريادهای دلخراش در همه جا شنيده میشود از حشبون تا العاله و ياهص، و از صوغر تا حورونايم و عجلت شليشيا. حتی چراگاههای سرسبز نمريم نيز خشک شده است. 35 «من در موآب تمام كسانی را كه در بتكدهها برای بتها قربانی میكنند و برای خدايان بخور میسوزانند، از بين خواهم برد. 36 دلم برای موآب و قيرحارس به فغان آمده، چون تمام دارايیشان از ميان رفته است. 37 از غم و غصه، موی سر و ريش خود را میكنند و دستشان را میخراشند و لباس عزا میپوشند. 38 از تمام خانهها و كوچههای موآب صدای آه و ناله بلند است، چون موآب را مثل يک ظرف بیمصرف، خرد كردهام. 39 ببينيد چگونه در هم شكسته شده است! به صدای شيون و زاری او گوش دهيد! به رسوايی موآب نگاه كنيد! اينک برای همسايگان خود باعث خنده شده است و برای عدهای، موجب وحشت!» 40 خداوند میفرمايد: «عقابی با بالهای گشوده بر فراز موآب پرواز خواهد كرد و برای تخريب و نابودی بر آن فرود خواهد آمد. 41 شهرها و قلعههای موآب تسخير خواهند شد. در آن روز جنگاورانش مانند زنی كه از درد زايمان به خود میپيچد، هراسان و پريشان خواهند گشت. 42 ديگر قومی به نام موآب وجود نخواهد داشت، چون بر ضد خداوند طغيان كرده است. 43 ای مردم موآب، وحشت و چاه و دام در انتظار شماست. 44 هر كه از شما بخواهد از چنگال وحشت بگريزد، در چاه خواهد افتاد و آنكه خود را از چاه بيرون بكشد، در دام گرفتار خواهد شد. راه فرار نخواهيد داشت، چون زمان مجازاتتان فرا رسيده است. 45 فراريان بیتاب، به حشبون پناه خواهند برد، ولی از اين شهر كه زمانی، سيحون پادشاه بر آن حكمرانی میكرد، آتشی بيرون خواهد آمد و سراسر موآب و تمام اهالی ياغی آن را خواهد سوزاند.» 46 وای به حال قوم موآب، قومی كه خدايشان، بت كموش است! زيرا نابود گشتهاند و پسران و دخترانشان، به اسارت برده شدهاند. 47 ولی خداوند میفرمايد كه در ايام آخر بار ديگر موآب را مورد توجه و لطف خود قرار خواهد داد. (در اينجا پيشگويی دربارهٔ موآب به پايان میرسد.)

Persian Contemporary Bible TM Copyright © 1995, 2005, 2018 by Biblica, Inc. Used with permission. All rights reserved worldwide. “Biblica”, “International Bible Society” and the Biblica Logo are trademarks registered in the United States Patent and Trademark Office by Biblica, Inc. Used with permission.

Gute Nachricht Bibel 2018
1 Worte über Moab: So spricht der Herrscher der Welt,* der Gott Israels: »Wehe den Bewohnern von Nebo; ihre Stadt wird verwüstet. Schande kommt über Kirjatajim; es wird erobert. Moab, die sichere Festung, wird eingenommen und geschleift; 2 mit seinem Ruhm ist es vorbei. In Heschbon haben die Feinde den Plan gefasst, der Moab den Untergang bringt. ›Kommt‹, sagten sie, ›dieses Volk lassen wir von der Erde verschwinden!‹ Auch in deinen Mauern, Madmen, wird bald Totenstille herrschen; die Heere, die dich vernichten, sind schon unterwegs!« 3 Horcht! Hilfegeschrei von Horonajim her! Alles wird verwüstet, alles sinkt in Trümmer. 4 Mit Moab ist es zu Ende. Seine kleinen Kinder schreien laut. 5 Weinend ziehen die Überlebenden den Aufstieg nach Luhit hinauf. Am Abstieg von Horonajim hört man Menschen schreien in ihrer Not. 6 »Weg von hier!«, rufen sie. »Bringt euch in Sicherheit! Lauft in die Steppe und fristet dort euer Leben wie der Wacholderstrauch!«* 7 Moab, du hast dich auf deine Festungen und auf deine Vorräte verlassen, gerade deshalb wirst du erobert! Dein Gott Kemosch wird in die Verbannung geführt, er und alle seine Priester und die führenden Männer! 8 Der Feind, der alles vernichtet, kommt über jede Stadt; keine entgeht ihrem Schicksal. Unten am Jordan und oben auf der Hochebene wird alles in Trümmer sinken. So hat der HERR es befohlen. 9 Setzt Moab einen Grabstein, denn mit ihm ist es aus!* Seine Städte werden zu Wüsten, in denen keiner mehr wohnt. 10 Fluch über alle, die nur halbherzig ausführen, was der HERR will! Fluch über jeden, der sein Schwert zurückhält vom Blutvergießen!

Mit Moabs Ruhe ist es vorbei

11 Nie wurde Moab von Feinden angegriffen, nie musste sein Volk in Verbannung gehen. Es ist wie ein Wein, der ungestört lagern durfte, der nie umgefüllt wurde von einem Gefäß ins andere und der so seinen Geschmack und seinen Duft voll entfalten konnte. 12 »Deshalb ist jetzt der Tag nicht mehr fern«, sagt der HERR, »an dem ich Küfer nach Moab schicke, damit sie den Wein umfüllen. Sie leeren alle Krüge aus und schlagen sie in Stücke! 13 Moab wird von seinem Gott Kemosch genauso im Stich gelassen, wie Israel im Stich gelassen wurde von dem Stierbild in Bet-El, auf das es seine Hoffnung setzte!« 14 Ihr Leute von Moab, wie könnt ihr sagen: »Wir sind tapfere Kriegsleute, Männer wie geboren zum Kampf«? 15 Die Feinde, die euer Land verwüsten und seine Städte erstürmen werden, sind schon im Anmarsch. Die besten eurer jungen Männer ziehen ihnen nur entgegen, um abgeschlachtet zu werden! Das sagt der König – »der HERR, der Herrscher der Welt«* ist sein Name. 16 Der Untergang Moabs steht nahe bevor; ganz schnell geht es mit ihm zu Ende. 17 Auf, ihr Nachbarn und alle seine Bekannten, stimmt die Totenklage an und sagt: »Unfassbar! Dieses mächtige Reich ist zerbrochen, dieses mächtige, ruhmvolle Reich!«

Die Botschaft der Flüchtlinge

18 Stadt Dibon,* steig herab von deiner stolzen Höhe und setz dich in den Staub! Denn die Feinde, die ganz Moab verwüsten, ziehen zu dir hinauf und zerstören deine Befestigungen. 19 Ihr Leute von Aroër, stellt euch an die Straße und schaut, was da kommt! Fragt die flüchtenden Männer und Frauen: »Was ist geschehen?« 20 Sie werden euch sagen: »Mit Moab ist es aus; es ist schmählich zusammengebrochen! Heult! Schreit! Lasst es auch die Leute am Arnon wissen: Moab ist vernichtet!« 21 Das Strafgericht brach herein über das Hochland nördlich des Arnontals: über Holon, Jahaz und Mefaat, 22 über Dibon, Nebo und Bet-Diblatajim, 23 über Kirjatajim, Bet-Gamul und Bet-Meon, 24 über Kerijot und Bozra und alle übrigen Städte der Moabiter. 25 »Der stolzen Macht Moabs mache ich ein Ende!«, sagt der HERR.

Moab – Gegenstand verdienten Spottes

26 Gebt Moab Wein zu trinken, bis es betrunken ist und sich erbrechen muss! Gegen den HERRN hat es sich groß aufgespielt; verspottet habt ihr Moabiter sein Volk Israel. Sooft ihr von ihm spracht, habt ihr höhnisch den Kopf geschüttelt, als handle es sich um Leute, die beim Diebstahl ertappt worden sind. Darum sollt ihr nun selbst zum Gespött werden! 28 Volk von Moab, verlass deine Städte und richte dich zwischen Felsen ein! Du musst wie die Wildtauben leben, die an den Wänden gähnender Schluchten ihre Nester bauen!

Trauer um Moab

29 Wir kennen Moabs maßlosen Hochmut; wie überheblich und vermessen ist dieses Volk, wie eingebildet auf seine Macht! 30 »Auch mir ist bekannt«, sagt der HERR, »wie sehr es von sich eingenommen ist. Ständig führt es das große Wort, aber seine Taten zeigen, dass nichts dahintersteckt.« 31 Über Moab stimme ich ein Klagelied an; ich schreie um Hilfe für dieses Volk, mich jammern die Leute von Kir-Heres. 32 Volk von Sibma, um dich weine ich noch mehr als um das Volk von Jaser. Du bist wie ein Weinstock, dessen Ranken hinüberreichen bis ans Tote Meer und hinauf bis nach Jaser.* Doch zur Zeit der Obsternte und der Weinlese kommen die Feinde über dich und verwüsten alles. 33 Dann ist es vorbei mit der Freude und dem Jubel in den Obst- und Weingärten Moabs. Kein Traubensaft fließt in die Bottiche, denn niemand tritt mehr die Kelter, und statt der fröhlichen Rufe ist nur lautes Wehgeschrei zu hören. 34 Die Leute von Heschbon schreien um Hilfe; ihr Schreien dringt bis nach Elale und Jahaz; von Zoar bis nach Horonajim und Eglat-Schelischija ist es zu hören. Selbst die Oase von Nimrim wird zur Wüste. 35 »Bald wird es in Moab niemand mehr geben, der auf den Altar hinaufsteigt, um seinen Göttern zu opfern«, sagt der HERR, »ich mache dem ein Ende!« 36 Darum singe ich mein Klagelied über Moab, über die Leute von Kir-Heres. Es klingt traurig wie die Flöten, die man zum Begräbnis spielt. Denn alle Schätze, die Moab sich gesammelt hatte, sind verloren. 37 Zum Zeichen der Trauer ist jeder Kopf kahl geschoren, jeder Bart abrasiert, alle Hände sind voll blutiger Einschnitte, alle haben den Sack angezogen. 38 Auf den flachen Dächern der Häuser und auf den Plätzen der Städte gibt es nur noch Klagen und Weinen. Der HERR sagt: »Ich habe Moab zerbrochen wie einen Krug, den niemand haben will.« 39 Heult und schreit es hinaus: »Mit Moab ist es zu Ende! In seiner Schmach kehrt es allen den Rücken.« Alle Nachbarvölker werden es verspotten und sich entsetzt von ihm abwenden.

Das abschließende Urteil

40 So spricht der HERR: »Wie Adler kommen die Feinde herangeschossen und stürzen sich auf Moab!« 41 Die Städte und Burgen werden erobert. An jenem Tag werden die tapfersten Männer Moabs Angst haben wie eine Frau, die in Wehen liegt. 42 Das Volk von Moab wird vernichtet, es wird von der Erde verschwinden, weil es sich gegen den HERRN groß aufgespielt hat. 43 »Schrecken, Fallgrube und Fangnetz warten auf euch, ihr Bewohner von Moab«, sagt der HERR. 44 »Wem es gelingt, dem Schrecken zu entfliehen, der fällt in die Grube; wer es schafft, aus der Grube herauszukommen, verfängt sich im Netz. Das ist das Schicksal, das ich euch bereite, wenn ich mit euch abrechne!« 45 Flüchtlinge kommen nach Heschbon und suchen Schutz. Aber die Stadt steht in Flammen, vom Palast König Sihons geht ein Feuer aus, das ganz Moab verzehrt, dieses Land voller Maulhelden, die Abhänge und die Höhen. 46 Weh dir, Moab, du Volk des Gottes Kemosch, dein Ende ist da! Deine Männer und Frauen werden in die Gefangenschaft weggeführt. 47 »Doch später werde ich für die Moabiter alles wieder zum Guten wenden«, sagt der HERR. Hier enden die Gerichtsworte über Moab.